روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٥ - چهارم - يقين داشتن
رسيده از او رد نمىشده و آنچه كه به او نرسيده رسيدنى نبوده و ضرر و نفع تنها از جانب خداوند است، ولى بايد متوجه بود كه انسان وظيفه دارد در مقابل حوادث چاره جوئى نمايد، و براى جلب نفع و دفع ضرر اقدام نمايد.
اما وقتى كه ارادهاش مغلوب حوادث شد، نبايد كه ناراحت باشد و بداند كه حادثه مذكور حتمى الوصول بوده است.
و في صحيح آخر في تفسير الكنز الذي هو تحت الجدار
: «لا اله انا من ايقن بالموت لم يضحك سنه و من ايقن بالحساب لم يفرح قلبه و من ايقن بالقدر لم يخش الا الله»[١]
كسى كه بمرگ يقين دارد نمىخندد و كسى كه به حساب يقين درد دل شاد نمىشود و كسى كه بقدر يقين دارد جز از خدا خشيت ندارد.
راستى كسى كه بوجود خداوند عالم و محيط به همه اسرار و بواطن و بعظمت و جلال و رحم و قهر او و به قدرت و قوت او وبه نعمتهاى بى پايان و به عذاب دردناك او يقين بلى يقين نه اعتماد تقليدى نه اعتقاد ظنى و نه اعتقاد متزلزل و در حال نوسان نه تبانى قلبى، و غيره بلكه يقين فعلى نه متلبس به غفلت داشته باشد آيا به همين درجاتى كه در روايات بيان شده نمىرسد؟
[١] - ص ٩٧ همان مصدر.