روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٢ - ششم - اخلاق علمى
ترك كردن (بايد و نبايد) و ترجيح هر كدام بر ديگرى از خود حقيقت طبيعى بدست نمىآيد زيرا ترجيح بلا مرجح است، پس حتماً بايد تابع ارزش مستقلى جدا از خود طبيعت باشد كه بدين ترتيب اخلاق علمى باطل مىشود.
در مثالهاى گذشته وقتى علم ثابت كند فلان ماده مرض زا است تا ارزش ديگرى مورد قبول نباشد وظيفه انسان مشخص نخواهد شد كه آيا بايد اجتناب كند يا نبايد اجتناب كند آيا در مقابل مرگ ضعيفان ايستاد يا نه؟
انتخاب هر طرف محتاج بدليل و ارزش خاص و جداگانهايست.[١]
با سياه پوستان چگونه رفتار نمود آيا رفتارمان با آنان برمبناى تساوى كامل حقوق باشد يا نه؟ بايد براى پاسخ به اين سؤال به يك طرف، عقب ارزشها رفت نه به سوى هستهاى طبيعى. گاهى دو طرف متناقض يك قضيه هر دو طبيعى و داراى واقعيت خارجى مىباشد و ممكن نيست كه هر دو طرف (فعل و ترك) را اخلاق بدانيم. مثلًا مردن و زنده بودن هر دو حقيقت طبيعى است و ممكن نيست كه مرگ پذيرى و مرگ گريزى و حيات خواهى هر دو اخلاقى باشد و اين مطلب باعث شكسته شدن شيشه اخلاق علمى مىگردد!
بلى اين تناقض طبيعى موارد فراوانى دارد مانند كهنه كردن و
[١] - باصطلاح منطق از وجود صغرى بدون وجود كبرى نتيجه گرفتن غلط و غير ممكن است.