روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٦ - هفتم - اخلاق يونانى
زيادى وجود نداشته باشد.[١]
بنابراين مؤسس اين مكتب اخلاقى كه بعدها مورد قبول بسيارى از دانشمندان مسلمان قرار گرفت.[٢] سقراط است و شايسته است كه اخلاق مذكور را اخلاق سقراطى يا اخلاق يونانى بناميم.
شايد خداشناسى را سقراط بعنوان زير بناى اخلاق نيكو ذكر كرده باشد و ممكن است كه افلاطون و ارسطو نيز مخالف آن نباشند. تمرين و ممارستى را كه ارسطو معتبر دانسته گمان نمىرود كه دو استادش آن را رد كنند، و اساسا قابل رد نيست زيرا كه تحقق ملكه غالباً راهى بجز تكرار عمل ندارد.
در تحكيم اين نظريه گفتهاند كه تمام افعال صادره از انسان يا
[١] - يكى از تفاوت هائى كه ميان نظريه سقراط و افلاطون و نظريه ارسطو نقل شده است اين است كه دو تن اول معرفت و حكمت را براى جنبه علمى و عملى اخلاق كافى مىدانند و انحرافهاى اخلاقى را معلول جهل و نادانى مىدانند، سقراط گفته: فضيلت بطور مطلق بجز علم و معرفت چيزى نيست. ولى تجربه مىگويد: كه معرفت و فضيلت نه يكى هستند و نه علت و معلول بلكه فضيلت بر علاوه معرفت انگيزه ديگرى مىخواهد كه قبلًا بيان شد، ارسطو اخلاق را فنى ميداند كه تا بدستور عقل مورد استفاده عملى قرار نگيرد بدست نخواهد آمد.
[٢] - شايد اولين دانشمند مسلمانى كه بروش يونانيها اخلاق نوشت احمد بن محمد بن مسكويه متوفاى ٤٣٠ ق. ه باشد، كتاب او طهارة النفس و تطهير الاعراق نام دارد، و محقق طوسى كه خود مؤلف كتاب نفيس اخلاق ناصرى است در مدح كتاب بن مسكويه گفته است.
|
بنفسى كتابا حازكل فضيلة |
وصار لتكميل البريه ضامنا |
|
فداى كتابى شوم كه جامع فضايل است و ضامن بكمال رسيدن مردم گرديده است.