روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٥ - سياست و عادات عوام
عملى كه مشهورات و آراى محموده است مراجعه شود.
دربحث سابق گفته شد كه آنچه مورد اعتبار است آراى عمومى عقلاى جهانست نه آراى يك ملت و يك طائفه كه گاهى خرافى و لازم به مبارزه و اصلاح است، بنابراين حقوق از قانون، قانون و اخلاق از مشهورات مطلقه (آراى همه عقلاء) و دين گرفته مىشود.
دستهاى مىگويند دستورات اخلاقى را بايد از واقعيتهاى اجتماعى گرفت زيرا ارزش، مخلوق روابط اجتماعى است نه مخلوق ذهن اين و آن و به تعبير ديگر، انبياء و حكماء و صلحا نمىتوانند مصدر خيرآموزى به مردم باشند بلكه اين بافت جامعه است كه مفاهيم اخلاقى را خلق مىكند و آنان به نوبه خود زائيده اجتماع و پيرو محيطاند اگر برده فروشى ديروز خوب و امروز بد بود اگر حجاب ديروز خوب بود و امروز غير اخلاقى بايد سرّ آن را در تار و پود جامعه يافت.
اگر در جامعهاى ازدواج و اختصاص دو تن به يكديگر رواج يافت آن وقت زنا قبيح مىشود و الا نكاح و سفاح (زنا) فرقى ندارند و بالأخره هر چه رواج اجتماعى داشته باشد جواز اخلاقى هم دارد مثل معروف «خواهى نشوى رسوا هم رنگ جماعت شو» چندان هم بى اساس نيست. كمونيستها كه براى ترويج مكتب قلابى و مقاصد خرافى خود بدون در نظر داشت به صحت و سقم مطالب بهر نوع ممكن بهره بردارى مىكنند در ين جا اين نغمه را سر دادهاند كه:
اصولًا روابط اجتماعى رو بنائى هستند و زيربناى همه آنها