روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١١ - سوم - قصص اخلاقى
دين در اخلاق متعالى انسانى كه در دم مرگ ديگران را بر خود اختيار مىكنند. وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ.
٢- نقل مىكنند يكى از مجاهدين دلير كشور ما روزى از جبهه جهاد بخانه رفت ديد كه زنش ناراحت است سبب را سؤال كرد گفت سه روز است كه نانى بدست نياورده ام، خود و بچهها علف خوردهايم مرد با ناراحتى از منزل خارج شد، و به مقدار يك سير (٧ كيلوگرم) گندم خريد و براى زنش آورد كه بوسيله آسياب دستى آرد كند ولى ناراحتى زن بيشتر شد و بشوهرش اعتراض كرد كه چرا پولت را براى گندم دادى؟ او گفت: مگر تو از بى غذائى شكايت نكردى؟ جواب داد: بلى ولى نگفتم گندم بخر، ما باز هم شكم خود را با علف سير مىكرديم و سزاوار بود كه تو پول خود را كارتوس مىخريدى و سينه دشمنان خدا را (روسهاى پليد و مزدوران داخلى آنان را) به آن نشانه مىگرفتى و سوراخ مىكردى. اينست زن انقلابى مسلمان و اين است يكى از دختران زينب. وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
٣- عبداله بن جعفر داماد و برادر زاده حضرت امير المؤمنين (ع) غلام سياهى را در باغى ديد كه در موقع ظهر سه قرص نان خود را آماده كرده كه بخورد در اين حال سگى داخل باغ شد و نزديك غلام آمد او يكى از قرصهاى نان را بسويش انداخت، سگ گرسنه بلافاصله آنرا خورد و متوجه غلام شد، غلام قرص دوم را نيز به او داد. ولى سگ كه خيلى گرسنه بود پس از بلعيدن قرص دوم باز متوجه غلام شد، او قرص سوم نانش را باز به