روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٩ - هدف و وسيله
اخلاقى و انسانى چشم مىپوشد و هر دو دسته در خلقت انسان هيچ هدف عالى و معنوى را كه او بتحصيل آن موظف باشد نمىبينند و بعنوان يك حيوان تكامل يافته به او نظر مىكنند.
اسلام كه درست در نقطه مقابل اين دو دسته و امثال آنان انسان را موجودى با رسالت و فانى نشدنى و داراى خلافت ربانى كه بغرض تكامل آفريده شده و مسؤليتهاى روحانى و اجتماعى را برعهده دارد، مىنگرد ترازوى مصلحت و مفسده سنج جداگانهاى دارد كه با فطرت خالص انسانى او ارتباط مستقيمى دارد.
اسلام به منظور حفظ غرض اصلى از خلقت كل بشريت جهاد را مباح و گاهى لازم مىشمارد و اهداف كمونيزم و كاپيتاليزم را باطل و مخالف نواميس انسانى مىداند.
حقيقت اينست كه جامعه انسانى همانگونه كه به آب و غذا و خورشيد احتياج دارد به يك سلسله ضوابط و موازين مورد احترام كه تمام اهداف و خواستهها و حركات و سكنات خود را به آن تطبيق و ارزيابى كند، و از بلاهاى ويرانگر خودكامگى، خود و ديگران را نجات دهد، و روابط انسانى و عدالت اجتماعى تحكيم يابد نياز دارد.
و معلوم است كه علم و اقتصاد و تربيت (حتى با فرض عدم اختلاف در ارزشهاى اخلاقى) منهاى دين هيچ كمكى درين مورد نمىتواند و اين فقط دين خالص الهى و دستورات و ارشادات آسمانى است كه مىتوانند چنين ضوابط و موازينى را بما ارائه دهند كه حتى در خلوت هم از آن تخطى نتوانيم و انديشه احترام و