روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢ - ٣ - شناخت حسن و قبح
نگارنده در مورد حكم عقل عملى در مسايل علم اخلاق نظرى دارد كه شايد بخواندنش بيارزد.
اولًا: عقل، تمام مسايل اخلاقى را نمىتواند درك كند و لذا دائره تحسين و تقبيح او محدود است.
ثانياً: در پارهاى از موارد قابل درك خود داراى شعاع زيادى نيست. مثلًا بارزترين حكم او حسن عدل و قبح ظلم است، وقتى عدل را بوصول حق بصاحب حق تعريف كنيم و از حق و استحقاق بحث شود. عقل نمىتواند حدود آن را مشخص نمايد، و لذا بايد براى تحديد آن بسوى دلايل ديگرى رفت مثلًا آيا ارزش اضافى حق سرمايه دار است يا حق كارگر تا ظالم بودن يك طرف مشخص گردد (كارگر يا سرمايه دار) حسن عدل و قبح ظلم سؤال فوق را جواب نمىدهد.
ثالثاً: مجرد حسن و قبح عقلى در مجموع موارد فاقد ضمانت اجرائى مىباشد. غالب افراد را از چنگ و جاذبه غرايز سركش باطنى آن نجات داده نمىتواند و اين مطلب تقريباً مجرب و محسوس مىباشد. بنابراين تربيت ضامن معتبر اجرائى مىخواهد.[١]
[١] - دين اسلام هم ضامن اجرائى مىباشد و هم بيانگر تمام مسايل اخلاقى و حقوقى و هم اعتبار دهنده به حسن و قبح عقلى به قاعده ملازمه كه در علم اصول فقه و علم كلام ثابت شده است. قاعده ملازمه مىگويد هر چيزى كه عقل به آن حكم كند شرع نيز به آن حكم مىكند و اين قاعده در خصوص مشهورات مطلقه ثابت است نه مشهورات محدوده و نه خلقيات و نه در آثار غيرت و حميت و رقت و غيره. تفصيل آن در ص ١٧٦- ١٩٠ ج ٢ صراط الحق.