روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠ - ٢ - دواعى تهذيب و خود سازى
عزت و قوت در اختيار خداوند از معارف بسيار پيچيدهاى نمىباشد كه منحصر به اسلام و قرآن باشد. بسيار بعيد است كه در كتب آسمانى و تعاليم انبياى گذشته بيان نشده باشد. و يا مؤمنين هوشمند امتهاى گذشته آنرا نفهميده باشند. در سوره كهف در داستان دو مردى كه داراى باغ بودند آمده است كه: مرد مؤمن به رفيقش گفت چرا وقتى كه داخل باغت شدى نگفتى ما شاء اللّه لا قوة الا بالله. همه چيز به مشيت خداوند است و قوتى نيست مگر بخدا. و گمان قوى بر اين است كه داستان متعلق به مردم قبل از اسلام است.[١]
اصل استدلال او نيز چندان روشن نيست زيرا اقرار داشتن به اينكه قوت و عزت همه در اختيار خداوند است و موجودات با تمام شئونات مادى و معنوى آنها مملوك اوست. منافاتى با اسباب و مسببات و قوت داشتن پارهاى از موجودات ندارد، مثلًا خداوند بمؤمنين عزت داده است وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ[٢]
و به عبارتى روشنتر: درست است كه مطلق عزت و قدرت تنها براى خداوند است و او مالك همه موجودات است ولى در عين حال خداوند براى رسيدن بعزت و قدرت اسبابى قرار داده كه
[١] - في الحديث الصحيح عن الصادق عن رسول الله( ص) ان آدم شكي الي اللّه عزوجل ما يلقي من حديث النفس و الحزن فنزل عليه جبرئيل فقال له يا آدم قل: لا حول و لا قوة الا بالله، فقالها فذهب عنه الوسوسة و الحزن( بحارالانوار ص ١٨٦ ج ٩٣)
[٢] - سوره يوسف/ آيه ٦١.