روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٢ - هشتم - شعبه هاى ديگر اخلاق
جان براى اثبات حقيقت و حمايت از بيچارگان باشد تعليمات اسلامى آنرا قبول دارد.
دوم- انتيس تن متوفاى ٣٧٠ ق. م راهنماى كلبيون است كه دو نظريه متفاوت به آنان نسبت داده شده است يكى انكار اخلاق و رد آن ديگرى ضرورت شباهت پيدا كردن انسان به صفت بى نيازى خداوند، كه حتى المقدور آدمى از همه وسايل مادى بايد استغناء حاصل كند، و متكى به خود باشد[١]. ولى اينان بايد جواب دهند كه خداوند اين طيبات را براى چه آفريده است؟
اصولًا تشبه بصفات خداوندى براى بندگانش مطلقا روا نيست و تابع دليل خاص است مثلًا خدا متكبر است، در حالى كه تكبر براى بندگان او نارواست، خداوند مميت (كشنده) است اما براى بندگان او از بزرگترين زشتيها است.
ممكن است در نقض اين نظريه گفته شود كه بر بندگان لازم است در جمع وسايل مادى بكوشند و تا اندازه ممكن بر هر چيز قدرت و تسلط پيدا كنند. و بصفت قدرت و قادريت خداوند شباهت پيدا كنند.
سوم- اپيكور متوفاى ٢٧٠ قبل از ميلاد مكتبى بنام سعادت فرد دارد، او مىگويد انسان سعادت طلب است و سعادت در جمع لذتها و دورى از رنجهاست ولى بايد متوجه اهم و مهم بود، چه
[١] - هيپىها هم به خاطر لج بازى با تمدن خسته كننده غرب از وسايل مادى بطرز مسخرهاى صرف نظر كردهاند و عرفا و صوفيه نيز بادعاى محبت خدا و بى ارزشى دنيا و جمعى بخاطر تنبلى و كسالت.