روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٥ - سيزدهم تا شانزدهم - خوف، رجا، عدم يأس و عدم ايمنى از مكر
پستى) خودش را محكم گرفت و پيروى هواى خود را نمود مثل او مثل سگ است كه چه بر او حمله كنى يا نه زبانش را مىكشد، و اين مثل همه كسانى است كه آيات ما را تكذيب مىكنند.
عبداللّه بن سنان بسند صحيح از امام صادق (ع) نقل مىكند كهام سلمه در نيمههاى شب پيغمبر اكرم را در بستر نيافت، به جستجويش پرداخت تا او را در جائى در حال قيام يافت كه صداى نازنينش بلند است و با خدا مناجات ميكند:
اللهم لا تكلني الي نفسي طرفة عين ابدا.
ولاتنزع مني صالحا ما اعطيتني ابدا.
ولاتردني الي سوء استنقذتني منه ابدا.
ولاتشمت بي عدوا و لا حاسدا ابدا.
خداوندا مرا به اندازه يك چشم به هم زدن به خودم وامگذار.
و چيزى شايستهاى (اعتقاد، عمل، صفت) كه بمن عطا فرمودهاى از من مگير.
و مرا بسوى بدى ايكه از آن نجات دادهاى دوباره برمگردان.
و مرا به شماتت دشمن و حسد كننده مبتلا مساز.
ام سلمه از شنيدن اين جملات (خصوصاً جمله اول) به گريه افتاد. حضرت متوجه شد، فرمود: چرا گريه مىكنى عرض كرد: با اين سخنانى كه مىگوئى چگونه گريه نكنم، حضرت فرمود: چگونه نگويم، خداوند يك لحظه برادرم يونس را بخودش واگذاشت او كرد آنچه كه كرد (تا آنكه در شكم ماهى رفت).
خواننده محترم ترا به خدا قسم يكبار ديگر اين حديث شريف