روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٠ - ششم - اخلاق علمى
اخلاق مىگويد پس نبايد او را نگهداشت[١] بلكه مرگ بعنوان يك حقيقت طبيعى در بين جانداران وجود دارد و يك واقعيت در طبيعت است و بر اساس اخلاق علمى نبايد از آن گريخت و راه چاره جست!
زورگويان ستمگر ادعا مىكنند، طبيعت تحميل گر و ضعيف كش و قوى پرور است پس ما بايد تحميل گر و ضعيف كش باشيم.
نژاد پرستان مىگويند طبيعت بين ما فرق گذاشته بايد ما هم چنين باشيم.
كمونيستها مىگويند: در طبيعت مبارزه و كشمكش اضداد است بايد با هم مبارزه و دشمن كش باشيم تاريخ سوسياليزم را مىطلبد (ماترياليزم تاريخى- سوسياليزم علمى) بايد سوسياليست شد.
ويكى هم از آنان متوجه نشدهاند كه از (است ها) بايدها و نبايدها اثبات نمىشود واز نظر منطق استدلال مذكور عقيم و بى اساس است، و بعبارت ديگر علوم تجربى نمىتواند به تنهايى نتيجه اخلاقى بدهند و بايد براى اين نتيجه، مقدمه غير علمى (از نظر
[١] - به نظر نگارنده ترك تداوى مريضانى كه قطعا مردنى هستند غير اخلاقى نيست و حتى ممكن است اعدام آنان در فرضى كه از حيات چند روز باقيمانده در رنج و شكنجه باشند نيز بلا مانع باشد ولى از نظر فقهى( حقوقى) اسلامى نمىشود چنين فتوائى را صادر نمود. زيرا اطلاقات مثبت حرمت اعدام است بلى وجوب حفظ نفس محترمه براى دو سه روز با علم قطعى بمردن او پس از آن حتى از نظر شرعى محل ترديد است.