روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٧ - هشتم - قناعت
موضوع در فقه مسطور است (حدود الشريعه ج ٢ ماده كتمان).
يكى از موارد طرفدارى حق محبت به كمال و به تحصيل آن و محبت به كاملين است و يك مورد ديگر آن تأمين عدالت اجتماعى در مقابل زورگويان بنفع مستضعفان و در مقابل حكومتها بنفع ملتها و در مقابل ابرقدرتها بنفع ملل ضعيف است.
هشتم- قناعت[١]
قناعت را اگر بخوب طلب نمودن مال و نيكو تحصيل نمودن آن تفسير كنيم در مقابل حرص قرار ميگيرد و اگر به بى نيازى از آنچه كه بدست مردم است تعبير كنيم در مقابل طمع قرار ميگيرد. بنابراين قناعت دو نوع مصداق دارد.
لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى[٢]
چشمان آرزوى خود را مگشا به آنچه كه جمعى از كفار را بهرهمند ساختيم و بزينت و جلوه زندگانى دنيا تا ايشان را امتحان كنيم و روزى پروردگارت بهتر و پاينده تر است.
[١] - في مفردات الراغب: القناعة الاجتزاء باليسير من الاعراض المحتاج اليها يقال قنع يقنع( من باب علم يعلم) قناعة و قنعانا اذا رضي و قنع يقنع( بالفتح فيهما) قنوعا اذا سأل( اي بغير الحاح) ... و قال الحرص فرط الشره و فرط الارادة( ان تحرص علي هداهم) اي ان تفرط ارادتك في هدايتهم و قال: الطمع نزوع النفس الي شيء شهوة له.
[٢] - سوره طه/ آيه ١٣١.