روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٨ - هشتم - قناعت
از يازده روايتى كه كلينى مرحوم در باب قناعت كتاب «كافى»[١] آورده است دو روايت را در اينجا ذكر مىكنيم.
١- در روايت صحيحه از امير المؤمنين (ع): پسر آدم اگر از دنيا آنچه كه ترا كفايت مىكند بخواهى كمترين چيز دنيا ترا كفايت مىكند و اگر بقدر كفايت نخواهى تمام دنيا ترا كفايت نكند.
٢-
«من قنع بما رزقه اللّه فهو من اغني الناس.»
كسى كه بروزى خدا قانع باشد از غنى ترين مردمست.
هر دو جمله ارشاد به مفاسد حرص و طمع است كه اكثر مردم آنها را در زندگانى روزمره خود لمس كرده اند.
اين هم سه روايت ديگر از جاهاى ديگر كافى.
١- صحيح ابن سنان از امام صادق (ع):
«شرف المؤمن قيام الليل و عزة استغناوه عن الناس»،
شرافت مؤمن در شب زنده دارى و عزت او در بى نيازى او از مردم است.
٢- و عنه عليه السلام
«طلب الحوائج الي الناس استلاب للعز و مذهبه للحياء و اليأس مما في ايدي الناس عز للمؤمن في دينه و الطمع هو الفقر الحاضر»
طلبيدن حاجتها از مردم از بين بردن عزت و حياء است، و نااميدى از آنچه كه در دست مردم است عزت مؤمن در دينش است طمع فقر آماده است.
[١] - ص ٢٠٦ ج ٣ اصول كافى ترجمه دار.