روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٣ - چهارم - زهد
بالأخره ناتوانى مادى مسلمانان سبب مىشود كه سرزمينهاى اسلامى يكى پس از ديگرى در تصرف و استثمار در آيد و دين و دنياى ما هر دو تباه شود، و بدين ترتيب از پيروى يك اصل اخلاقى نتيجه صد در صد معكوس بدست مىآيد.[١]
و اين موضوع در تاريخ اسلامى ما بتجربه قطعى ثابت شده است، بحدى كه انكار و يا ترديد در آن يك نوع خيانت و حماقت بحساب مىآيد تا قداست و زكاوت.
شما به كلمات دانشمندان اخلاقى ما توجه كنيد كه در سفارش اصول اخلاقى چگونه ابعاد سياسى و اقتصادى و بالأخره جهات مادى و روابط بين المللى جامعه را ناديده گرفتهاند و تنها به بعد اخلاقى افراد اهتمام ورزيدهاند و تحت تأثير افكار تصوف از حفظ توازن كوتاهى كرده اند.
بطور نمونه اين عبارت را كه از يك كتاب مشهور اخلاقى نقل مىشود بخوانيد «و يجب ان يكون سعيه في امور الدنيا بقدر الضرورة و يحرم علي نفسه تحصيل الزايد لانه لاشقاوة اشد من صرف الجوهر
[١] - و بعبارت ديگر اين امر اخلاقى مستحب و راجح است نه واجب و محتوم و از مسلمات است كه مستحبات تزاحمى با واجبات ندارند مثلًا وقتى نماز شب، اطعام مؤمن، اذكار و درس خواندن مستلزم ترك واجبى شود بايد آنها را ترك نمود حتى واجبات نيز در فرض تزاحم قابل سقوطند و مهم در مقابل اهم تاب مقاومت آورده نمىتواند، مثلًا اگر در بين نماز يا روزه و حفظ نفس تزاحم واقع گردد. دومى( حفظ نفس) مقدم است و اول از وجوب خود ساقط مىگردد.