روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٢ - چهارم - زهد
تعلق گيرد حرام است[١] و اگر به مؤمن تعلق گيرد نيكو است و اگر به زن و شوهر (منظور شهوت) و ثروت (طلا و نقره)، مسكن، خيل و حشم، زمين، باغ و سرمايه و غيره تعلق گيرد. ممكن است بر اساس آيه اول زُيِّنَ لِلنَّاسِ ... مرجوح باشد هرچند كه ممنوع نيست بلكه تا حدى طبيعى و غير اختيارى نيز مىباشد ولى نفوسى هستند كه بنعمتها فرحت نيابند و به فوت آنها محزون نگردند. لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
مطلب چهارم- لازم بتوجه است كه براساس بيانات فوق كه دنيا ناپايدار و بى ارزش است و جز بمقدار حاجت نبايد به آن پرداخت و بايد تمام فكر و توجه آدمى به تحصيل معارف و اخلاق و مراسم عبوديت باشد و به تعمير جهان ديگر بپردازد، قهرا علاقه مسلمانان از تحصيل علوم مادى و ثروت و ابتكارات اگر بكلى از بين نرود بسيار ضعيف خواهد شد و در نتيجه بازارهاى بلاد ما در اشغال صادرات كفار در مىآيد و جوانان ما براى كسب علوم راهى ديار دشمنان ما مىشوند. كه پس از مدتى اگر كافر نشوند به دين خود بى علاقه مىشوند و اسلام را مانع دنيا خواهند دانست و در پى مبارزه با اسلام برخواهند خواست.[٢]
[١] - به جزء اول حدود الشريعة فى محرماتها براى تحقيق اين مسأله مراجعه شود.
[٢] - از همين جاست كه در قرن بيست حكومتهاى كشورهاى اسلامى قوانين اسلامى را غير رسمى نمودند و حتى آنها را خرافى پنداشتند و قوانين وضعى كفار غربى و شرقى را بنام قوانين مترقى در همه شئونات مسلمانها تطبيق نمودند و آنها را رسما معتبر دانستند و در نهايت اسلام را تحت شعار جدائى دين از سياست از زندگانى اجتماعى مردم مسلمان بيرون بردند و اين حكومتها از كفار اصلى بيشتر به اسلام ضربه زدند و خبيث تر بودند و هستند.