صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٤
ما سيزده ناقه جوان بدهند . به راه افتاديم که آنها را بستانيم . زمان در گذشتِ او رسيديم ، ما را چيزى ندادند . چون ابوبکر زمامِ امور را به دست گرفت ، گفت : هرکه نزد رسول خدا و عده اى داشت ، بيايد من نزد او رفتم و ماجرا را گفتم ، وى امر کرد آن ناقهها را بدهند.[١٦٤]
بخارى روايت کرده است که :
جابر بن عبدالله انصارى ـ در زمان ابوبکر ـ ادعا کرد پيامبر او را وعده داد که از مالِ بَحْرين بدهد ، او را هزار و پانصد دينار از بيت المال داد بى آنکه در اين باره از او بيّنه بخواهد.[١٦٥]
ابن حَجَر در فتح البارى مىنويسد :
براساس اين سخن ، خبرِ واحدِ عادل از صحابه پذيرفته است ، هرچند نفعی را برای آن صحابى در پی آورد.[١٦٦]
در اينجا بايسته است اين سؤال مطرح شود که : آيا ابو جُحَيْفَه و جابر ، نزد ابوبکر ، از حضرت فاطمه علیها السلام راست گوتر بودند؟! به ويژه با همراه شدن شهادت او به شهادت شوهرش (کسى که نفس پيامبر و وصىّ اوست) و امّ اَيْمَن و اسماء دختر عُمَيْس) که همه اهل بهشتاند ؟
يا اينکه ماجرا ، يک مسئله سياسى و دنيايى است ؟
آيا عذرتراشى «اِيْجى» براى ابوبکر انسان را قانع مىکند که مىنويسد :
[١٦٤] . سنن ترمذى ٤ : ٢١٠ ، حديث ٢٩٨٣ ؛ المعجم الکبير ٢٢ : ١٢٨ -
[١٦٥] . بنگريد به صحيح بخارى ٣ : ٥٨ (کتاب الإجارة ، باب الکفالة في القرض والديون) وص١٣٧ (کتاب المظالم ، باب مَن لَمْ يَقبل الهَدْية لِعلّة) .
[١٦٦] . فتح البارى ٤ : ٣٨٩ -