صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦٥
نمونه دوم
حضرتِ زهرا ٢ عموماتِ قرآن ، و سيره خود خليفه ، ابوبکر را در اين نقل دروغ گو دانست که گفت : پيامبر فرموده «نحنُ معاشرَ الأنبياء لا نُوَرّثُ ما تَرَکناه صَدَقة» ؛ ما پيامبران ارث برجاى نمىنهيم آنچه را بر جاى گذاريم صدقه است .
اگر کلام ابوبکر درست بود ، چرا عصاى پيامبر و مرکب وکفش او را به على داد ،[١١١] و به زنانش اجازه داد در خانه هاشان تصرّف کنند ـ آن گونه که مالک در ملکش تصرّف مىکند ـ تا آنجا که براى دفن شخصى در حجره عايشه از او اجازه خواستند ، در حالى که مىبينيم فدک را با ادعاى عدم ملکيّت زهرا ٢ از او گرفتند ؟
آيا رواست پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از دنيا برود و دختر و دامادش را آگاه نسازد که حقّى در ارث ندارند ؟
چگونه پيامبر به ديگران اعلام مىکند و با خبرشان مىسازد ، ولى داماد و دخترش را ـ که صاحبان حقاند ـ از اين حکم خاص (بر فرض وجود آن) آگاه نمىسازد ؟
افزون بر اين ، اگر ابوبکر بر سخنش اطمينان داشت ، چرا آن را با نامه اى که براى فاطمه درباره فدک نوشت ، نقض کرد ؟[١١٢]
[١١١] . شرح نهج البلاغه ١٦ : ٢١٤ ؛ و نيز نگاه کنيد به ، صحيح بخارى ٥ : ١١٤ ـ ١١٥ (کتاب المغازى ، حديث بنى النضير) ؛ صحيح مسلم ٣ : ١٣٧٧ ـ ١٣٧٩ (کتاب الجهاد والسير ، باب حکم الفن) .
[١١٢] . شرح نهج البلاغه ١٦ : ٢٧٤ ؛ احتجاج طبرسى ١ : ١٢٢ ؛ و نگاه کنيد به ، تهذيب الأحکام ٤ : ١٤٨ ، تفسير قمى ٢ : ١٥٥ ، السيرة الحلبيّه ٣ : ٤٨٨ -