صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥٩
اهل سنّت مىپندارند که مىتوان بى اساس و ملاک ، لفظ «صدّيقه» را بر افراد اطلاق کرد يا امکان جاى گزينى آن به احاديثِ مشابه ديگر ـ که در خدمت مصالح آنان باشد ـ وجود دارد ، واکاویها ، حقايقى را روشن مىسازد که برخلاف پندار آنان است .
مدائنى در کتاب الأَحْداث روايت میکند که : معاويه ـ فرزند ابو سفيان ـ دستور داد در فضائل عثمان حديث بسازند ، و چون حديث درباره عثمان زياد شد و انتشار يافت ، برايشان نوشت :
آن گاه که اين نامهام به دستتان رسيد ، مردم را به روايت درباره فضائل صحابه و خُلَفاى نخستين فرا خوانيد و هيچ خبرى را که يکى از مسلمانان درباره ابو تُراب روايت مىکند وانگذاريد مگر اينکه متناقض با آن را در باره صحابه و براى من بفرستيد . اين کار نزدم پسنديدهتر است و بيشتر شاد مىشوم و براى پايمالى و باطل ساختن حجّت ابو تُراب و شيعهاش کارسازتر مىافتد ، و از مناقب عثمان و فضل او بر آنان سختتر است .
من نوشتههای او را براى مردم خواندم ، و اخبار زيادى را ـ که ساختگى بود و حقيقت نداشت ـ در مناقب صحابه روايت کردم و مردم در روايت ، به همين منوال ، کوشيدند حتّى در منابر آن را با صداى بلند مىخواندند و بر معلّمان مکتب خانهها مىدادند .