صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٢
چون پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ميان اصحابش عقد اُخُوَّت بَست ، ميان پدرش و عُمَر برادرى قرار داد ، و مرا به اُخُوَّتِ خودش ويژه ساخت ، اين کار بر عایشه سخت آمد و بر من حسادت ورزيد .
خداىِ متعال به بستنِ درهايى که در مسجد ـ براى همه اصحاب ـ باز بود وَحى کرد به جز درِ من . چون درِ پدرش و يار او را بست و درِ مرا به مسجد باز گذاشت ، در اين باره بگومگو شد. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : من درهاىِ شما را نبستم و درِ على را باز نگذاشتم ، بلکه خداى بزرگ درِ هاتان را بست و درِ او را وانهاد!
این کار بر ابوبکر سخت آمد ، و ميانِ خانوادهاش سخنانى بر زبان آورد که دخترش آنها را شنيد ، پس کينه آن را بر من به دل گرفت .
رسولِ خدا ٠ روز جنگ خَيْبَر ، عَلَم را به دست پدرش داد ، و او را فرمان داد برنگردد مگر اينکه خيبر را فتح کند يا کشته شود . او استقامت نورزيد و شکست خورد و گريخت . فرداى آن روز عَلَم را به عُمر بن خطّاب داد و آن گونه که دوستش را امر کرده بود به او دستور داد . وى پايدار نماند و با شکست گريخت ؛ اين کار رسول خدا را ناخشنود ساخت ، آشکار و با صداى بلند به لشکريان فرمود :
فردا عَلَم را به مردى دهم که خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خدا و رسولش او را دوست مىدارند ، حمله مىکند و نمىگريزد ، برنمى گردد تا اينکه خدا به دست او فتح کند .