صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٥
اى دختر رسول خدا ، ما با اين مرد بيعت کرديم ، اگر شوهر و پسر عموىِ تو پيش از ابوبکر سوىِ ما مىشتافت ، به او مىگراييديم .[١٤٥]
و در جاى ديگر آمده است که گفتند : اگر ما حُجّتتان را مىشنيديم ، از شما دست برنمى داشتيم .[١٤٦]
چگونه شهادت على ١ ـ و به ويژه اگر شهادت ديگرى به آن ضميمه شود ـ قطع و يقين نمىآورد ؟ چرا فاطمه علیها السلام مانند يک زن عادى دانسته شد و براى اثبات ادعا [ ابوبکر ] از او بيّنه خواست ؟
مىدانيم بيّنه ، طريقِ ظنّى است که براى اثباتِ آنچه احتمال ثبوتش هست به کار مىآيد. در اين مقام ، با حصولِ قطع و يقين از قولِ فاطمه علیها السلام ـ که خدا او را پاکيزه گردانيد و پاره تن سرورِ پيامبران قرار داد ـ جايى براى آن نيست.
زيرا قطعْ طريقِ ذاتى به واقع است ، جعلِ جاعل در آن نقش ندارد . رفع طريقيّتِ آن ، يا جعل طريقِ ظاهرى برخلاف آن ، امکان ندارد .
از اين رو ، در قصّه شهادت خُزَيمه براى پيامبر (با وجود مخاصمه اَعرابىّ با آن حضرت) نتيجه ، ثبوت ادّعاىِ پيامبر بدون بيّنه بود ؛ زيرا شهادت خُزَيمه [ که ] فرعِ قول پيامبر و تصديق اوست ، بيش از ادّعاى پيامبر را نمىرساند .
[١٤٥] . اِحتجاج طبرسى ١ : ١٢٢ ؛ تفسير قمى ٢ : ١٥٦ ؛ وسائل الشيعه ٢٧ : ٢٩٣ ، حديث ٣٣٧٨١ -
مثل اين سخن را عایشه ، پيش از جنگ جمل کبرا ، بر زبان آورد ؛ آنجا که اميرالمؤمنين بر او احتجاج کرد ، عایشه در جواب نامه آن حضرت به عبدالله بن عبّاس ، و زيد بن صوحان ـ که نامه على بن ابى طالب را رساندند ـ گفت : من بر شما چيزى را رد نمى کنم ، به راستى مىدانم که توانايى احتجاج با على بن ابى طالب را ندارم (الفتوح ١ : ٤٧١) .
[١٤٦] . الإمامة والسياسه ١ : ١٩ ؛ شرح نهج البلاغه ٦ : ١٣ ؛ بحار الأنوار ٢٨ : ١٨٦ و٣٥٢ و٣٥٥ -