صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٤
حکمت به ده جزء تقسيم شد ؛ به على نُه جزء دادند و به مردم يک جزء .[٣٣٨]
خَطيبِ بغدادىّ به اسنادش از ابن عبّاس روايت کرده است که گفت ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
أنا مدينةُ الحکمةِ وعليٌّ بابُها ، فَمَن أراد الحکمةَ فَلْيأتِ البابَ ؛[٣٣٩]
من شهر حکمتم مىباشم و على درب آن است . هرکه حکمت را مىخواهد از درب آن درآيد .
دَورىّ در تاريخِ ابن مَعين به اسنادش از سعيد بن مُسيَّب روايت کرده است که گفت :
در ميان اصحاب پيامبر هيچ کس جز على ١ نفرمود : از من بپرسيد.[٣٤٠]
خوارزمى به اسنادش از ابو البَختَرىّ روايت کرده است که گفت : على را ديدم که شمشير رسول خدا را بر دوش و عمامه پيامبر را بر سر داشت و انگشتر رسول خدا در دستش بود ، استوار بر منبر نشست و در حالى که به سينهاش اشاره مىکرد ، فرمود :
[٣٣٨] . تاريخ مدينة دمشق ٤٢ : ٣٨٤ ؛ مناقب خوارزمى : ٨٢ -
[٣٣٩] . تاريخ بغداد ١١ : ٢٠٤ ، رقم ٥٩٠٨ -
[٣٤٠] . تاريخ ابن مَعين ١ : ١٠٦ (دورى مىگويد : براى ما حديث کرد يحيى بن مَعين [ گفت : ] براى ما حديث کرد سُفيان بن عُيَيْنَه ، از يحيى بن سعيد ، از سعيد بن مُسَيَّب ) ؛ مناقب خوارزمى : ٩١ ؛ اُسُد الغابة ٤ : ٢٢ ؛ ذخائر العُقبى : ٨٣ -
اين حديث را احمد در مناقب و بغوى در المعجم با اين عبارت آورده است : «ما کان أحدٌ مِنَ الناس يقول سَلوني غير عليّ بن أبي طالب» ؛ احدى از مردم نمى گفت از من سؤال کنيد ، جز على بن ابى طالب .