صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٤
مىپرسيم : چرا خلق از معرفتِ فاطمه علیها السلام عاجزند ؟ آيا به خاطر کوته فهمى شان است يا به جهت عُلُوّ مقام زهراست ؟ يا براى اعمالى است که از روى هواپرستى و بر ضدّ فاطمه مرتکب شدند ؟ يا هريک از آنها در اين امر نقش دارند ؟
آرى ، منزلت زهرا ٢ بسى عالى است ، ما نمىتوانيم آن بانو را ـ آن گونه که هست ـ درک کنيم ، ليکن امام على ١ مکانت او را درمى يافت ؛ زيرا آن بانو از نور خود او و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود .[٤٥٨]
در کتاب مقتل الحسين خوارزمى آمده است که امام على ١ پس از نماز بر زهرا ، خطاب به پروردگار ، فرمود :
اين دختر پيامبر توست ! از ظلمتها او را سوى نور بيرون آوردی و او زمين را ميل در ميل ، روشن ساخت .[٤٥٩]
[٤٥٨] . در نامه امام على ١ به عثمان بن حُنَيف انصارى ـ کارگزار آن حضرت در بصره ـ آمده است : «من و رسول خدا ، مانند دو تنهايم از يک بُن و چون نسبت آرنج به بازو» (نهج البلاغه ٣ : ٧٣ ، نامه ٤٤) .
مقصود از اين تشبيه شدت امتزاج و اتحاد و نزديکى ميان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و على ١ است .
و در نصّ ديگر آمده است : «أنا من أحمد کالصِنْو من الصنو» و معناى آن اين است که ، اصل على ١ و اصل پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم يکى است ؛ مانند دو درخت خرما که از يک بُن بيرون آيند .
اين سخن را آنچه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نقل شده تأييد مىکند ، آنجا که به على ١ فرمود : «اى على هرکه تو را بکشد مرا کشته است ، هرکه با تو دشمنى ورزد با من ستيز دارد ، هرکه تو را ناسزا گويد به من ناسزا گفته است ؛ زيرا تو مانندِ جانِ منى نسبت به من ، روح تو روح من است ، و طينت و سرشت تو طينت من» .
عيون اخبار الرضا ١ ٢ : ٢٦٦ ؛ اقبال الأعمال ١ : ٣٧ ؛ بحار الأنوار ٤٢ : ١٩ -
[٤٥٩] . بحار الأنوار ٤٣ : ٢١٥ -