صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨
براى نمونه «صِدّيقه» با عصمتِ آن حضرت پيوند مىيابد ، و اشاره دارد به اينکه از آغاز حياتش پاک بود ؛ زيرا [ نُبوّتِ [ پدرش را تصديق کرد و هر آنچه را او آورد ، راست دانست و نهايت تصديق خود را به آفريدگار ابراز داشت تا آنجا که خداىِ سبحان خشنودى و خشم خويش را وابسته رضا و خشم او قرار داد .
و مانند اين لقب ، «مُحَدَّثه» است که اشاره دارد به زمان پس از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم زيرا جبرئيل نزدِ آن حضرت مىآمد و با او سخن مىگفت و دل دارىاش مىداد ، و او را از حوادثى که براى ذُريّهاش پيش مىآيد ، باخبر میساخت .
و پس از اين دو ، لقبِ «شَهيده» است که به مظلوميّت آن حضرت دلالت دارد ، و اينکه پايان حيات مبارکش با شهادت رقم مىخورد .
بنابراين ، نامها و القاب فاطمه زهرا ٢[١] اسامى و القابى سطحى نيستند ، بلکه در بر دارنده معانى قُدسىاند که برخى خواستند آنها را بربايند و بى اساس و ملاک ، به ديگران ببخشند .
در بعضى از رواياتِ اهل بيت ، علتِ نام گذارى فاطمه ٢ اين است که آن حضرت شيعيانش را از آتش مىگيرد و جدا مىسازد . درباره امام على ١ آمده است که آن حضرت ، حق را از باطل جدا مىسازد. از اين رو [ در راستاى نهان ساختن اين فضيلت و مقابله با آن [ اهل سنّت لقب «صدّيقه» را بر عايشه مینهند ، چنان که لقب «فاروق» را بر عُمَر مىمالانند و بر اين باورند که او جدا کننده حق و باطل است !
چه شباهت و ارتباطى ميان دو سخن زير است :
[١] . همين نام عَلَم (فاطمه) نيز شايسته درنگ است؛ زيرا حاوى معانى و مفاهيم الهى است .