صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٢
ششم : هم سنخ بودن صِدّيقيّت و نُبوّت
از نشانههای صدّيقيّت ، لزوم سنخيّت ميانِ آن و نبوّت است ؛ زيرا خداى متعال مىفرمايد :
وَمَن يُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِک مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولئِک رَفِيقاً ؛[٣٥٧]
و آنان که از خدا و پيامبر فرمان بَرَند با کسانىاند که خداوند بر آنها نعمت بخشيد : پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ، و چه نيک رفيقانىاند اينان .
اين سنخيّت ميان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و على ١ روشن است ، ليکن ميان پيامبر و کسى که از سوى پيروانش لقب صدّيقيّت به او بستهاند ، هرگز وجود ندارد ؛ زيرا آن گاه که ده آيه از سوره برائت بر پيامبر نازل شد ، ابوبکر را فرا خواند ، او را با آن آيات فرستاد تا آنها را بر اهل مکه قرائت کند . ابوبکر چندان دور نشده بود که جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت : اى محمّد ، پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد :
لا يُؤَدّي عنک إلّا أنت أو رَجلٌ مِنک ؛
از طرف تو ادا نمىکند مگر خودت يا مردى از خودت .
از اين رو ، رسولِ خدا ٠ على ١ را فرا خواند و فرمود : بر ناقهام
عَضْبا سوار شو ، خود را به ابوبکر برسان و برائت را از دستش بگير و با آنها
[٣٥٧] . سوره نساء (٤) آيه ٦٩ -