صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧١
به خدا سوگندتان مىدهم ، آيا در ميان شما جز من کسى هست که رسول خدا ـ آن گاه که ميان مسلمانان عقد اُخُوّت مىبست ـ ميان خودش با او عقد برادرى بسته باشد ؟ گفتند : نه ، به خدا .[١٢٦]
على ١ روز بدر به وليد (که براى نبرد با او آمد و از آن حضرت پرسيد : تو که هستى ؟) فرمود : أنا عبدالله وأخو رسوله ؛[١٢٧] من بنده خدا و برادر رسول اويم .
حضرت فاطمه زهرا ٢ در خطبه مشهورش به اين اُخُوَّت اشاره مىکند ، آنجا که مىگويد :
(هرگاه شيطان سر بر مىآورد يا اژدهايى از مشرکان دهان باز مىکرد) پيامبر برادرش را در کام او مىافکند و او تا زمانى که پا بر بناگوش آنان نمىگذاشت[١٢٨] و شعله آتش آنها را با شمشيرش خاموش نمىساخت ، باز نمىگشت .
وى ، در راه خدا هر رنجى را به جان مىپذيرفت و در امر خدا مىکوشيد . آن حضرت خويشاوند رسول خدا بود و سرورى از اولياء الله ، کمر بسته ناصح ، کوشا و پر تلاش .
و شما در رفاه مىزيستيد ، آسوده و آرام در امن و امان ، وقوعِ حوادث ناگوار بر ما را انتظار داشتيد ، و اخبار را پى مىگرفتيد کارزار خوددارى مىکرديد هنگامه جنگ مىگريختيد .[١٢٩]
[١٢٦] . الاستيعاب ٣ : ١٠٩٨ -
[١٢٧] . طبقات ابن سعد ٢ : ٢٣ ؛ تاريخ مدينه دمشق ٤٢ : ٦٠ -
[١٢٨] . يعنى بر آنها مسلط مىشد و ايشان را از بين مىبُرد (م).
[١٢٩] . بنگريد به ، شرح نهج البلاغه ١٦ : ٢٥٠ ؛ جواهر المطالب ١ : ١٥٦ -