صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦٨
آوردم ، آورده باشد ! خير دنيا و آخرت را برايتان آوردهام . خدا امرم کرد شما را سوى او دعوت کنم . کدامتان مرا در اين امر مدد مىرساند ، تا برادر و وصىّ و خليفه من در ميان شما باشد ؟
آن قوم ـ همه ـ از پذيرش اين دعوت سر باز زدند مگر على ١ که خُرد سال ترين آنان بود . رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم دست بر شانه على نهاد و گفت : اين ، برادرم و وصىّ و خليفهام در ميان شما است او را بشنويد و فرمان بريد .
آن گروه مىخنديدند و به ابو طالب مىگفتند : محمّد تو را امر کرد که حرفِ فرزندت را بشنوى و فرمانْ بَرى ![١١٨]
و آن گاه که زمان عروسىِ سرورِ زنان (فاطمه علیها السلام) با على فرا رسيد ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : اى اُمّ اَيْمَن ، برادرم را صدا بزن ، وى پرسيد : برادرت؟ دخترت را به ازدواج برادرت درمىآورى ؟! فرمود : بلى ، اى اُمّ اَيْمَن. اُمّ اَيْمَن على را فرا خواند [١١٩]
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، بارها و بارها ، على ١ را به عنوان «برادر» خطاب کرد .
يک بار فرمود :
أنتَ أخي وصاحبي في الجنّة ؛[١٢٠]
تو برادر منى و همراه و همدم من در بهشت .
[١١٨] . تاريخ طبرى ٢ : ٦٣ ؛ سيره ابن کثير ١ : ٤٥٨ ـ ٤٥٩ ؛ کنز العمّال ١٣ : ١٣٣ ، حديث ٣٦٤١٩ ، به نقل از ابن اسحاق و ابن جرير و ابن ابى حاتم .
[١١٩] . مستدرک حاکم ٣ : ١٥٩ ؛ السنن الکبرى (نسائى) ٥ : ١٤٢ ، حديث ٨٥٠٩ -
[١٢٠] . تاريخ بغداد ١٢ : ٢٦٣ ؛ تاريخ دمشق ٤٢ : ٦١ ؛ در اين دو مأخذ آمده است : «يا علي ، أنتَ أخي وصاحبي ورفيقي في الجنّة» ؛ اى على ، تو برادرم هستى و همدم و رفيقم در بهشت .