صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٩
«صِدِّيق» اگر پيامبر و وصىّ نباشد ، باید با تمام وجود ، رسالت را تصديق کند ، و به رسالتِ آسمانى ايمانِ قلبى آوَرَد ، نه اينکه در رسالت دو دل باشد ؛ چنان که عایشه پس از تشکيک در عدالتِ پيامبر ، گفت : مگر نمىپندارى رسول خدايى ؟! پدرش به او سيلى زد.[٧٧]
بارِ ديگر به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم گفت : از خدا بترس و جز حق مگوى ! ابوبکر دستش را بلند کرد بينى او را فشرد و گفت : بى مادر ، اى دخترِ رُومان ! تو و پدرت حق مىگوييد و رسول خدا حق نمىگويد ؟![٧٨]
صدّيقه ، زنى است که هرگز ـ حتى بر هَوُوىِ خود ـ دروغ نگويد. اين مطلب با آنچه در الاستيعاب (ابن عبد البَرّ) و الإصابه (ابن حجر) آمده است ، همخوانى ندارد . در اين دو مأخذ ، آمده است که :
پيامبر اسما ـ دختر نُعمان ـ را به عقد خود درآورد . حَفْصَه به عایشه (يا عایشه به حفصه) گفت : تو بر او حَنا بمال و من او را مىآرايم ، اين کار را کردند . آن گاه يکى از آن دو به اسما گفت : پيامبر از اين سخن زن خوشش مىآيد که هنگام ورود بر او ، بگويد : «اَعوذ بالله منک» ؛ از تو به خدا پناه مىبرم !
[٧٧] . مسند ابى يعلى ٨ : ١٣٠ ، حديث ٤٦٧٠ ؛ مجمع الزوائد ٤ : ٣٢٢ ؛ المطالب العاليه ٨ : ١٨٨ ، حديث ١٥٩٩ -
[٧٨] . سبل الهدى والرشاد ١١ : ١٧٣ (از ابن عساکر به سندش از عایشه) ؛ و نگاه کنيد به ، عين العبرة : ٤٥ ، والطرائف : ٤٩٢ ، به نقل از احياء العلوم ٢ : ٤٣ -