صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢
و اوست صديق اکبر ، و اوست درِ ورود بر من . او خليفه بعد از من است.
از ابى سخيله نقل شده که گفت : من و سلمان حج گزارديم ، بر ابوذر وارد شديم ، براى مدتى نزد او بوديم . چون زمانِ حرکت ما فرا رسيد ، پرسيدم : اى ابوذر ، مىبينم که امورى حادث شد ، و مىترسم در مردم اختلاف پديد آيد ، اگر چنين شود چه دستورى برايم دارى ؟
ابوذر گفت : بچسب به کتاب خداى بزرگ و على بن ابى طالب ! و شاهد باش که شنيدم رسول خدا مىفرمود :
على ، اول کسى است که به من ايمان آورد ، و اول کسى است که روز قيامت با من مصافحه مىکند . اوست صدّيق اکبر ، و اوست فاروق که ميان حق و باطل فاصله مىاندازد.[٦١]
از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روايت شده که به على ١ فرمود :
اُوتيتَ ثلاثاً لم يُؤتَهُنّ أحدٌ ولا أنا : اُوتيتَ صِهْراً مثلي ، ولم اُوتَ أنا مثلي؛[٦٢] واُوتيتَ زوجةً صِدّيقة مثل ابنتي ، ولم اُوتَ مثلُها زوجةً ؛ واُوتيتَ الحسن والحسين من صُلبک ، ولم اُوتَ من صُلبي مثلُهما ، ولکنّکم مِنّي وأنا منکم؛[٦٣]
سه چيز داده شدى که به هيچ کس و به من داده نشد : پدر زنى چون من دارى (و من مثل تو چنين پدر خانمى ندارم) ؛ همسرى صدّيقه چون دخترم دارى (و
[٦١] . تاريخ دمشق ٤١ : ٤٢ ؛ المعجم الکبير ٦ : ٢٦٩ ؛ مجمع الزوائد ٩ : ١٠٢ -
[٦٢] . در الغدير ٢ : ٤٤٠ (چاپ اول ـ تحقيق شده ـ مرکز الغدير ١٤١٦ﮪ ) ، در پانويس آمده است که در «الرياض النضرة ٣ : ١٥٢» ، به جاى «مثلى» ، «مثلک» ثبت است (م) .
[٦٣] . الرياض النضرة ٢ : ٢٠٢ ؛ الغدير ٢ : ٣١٢ -