صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥
براى تحريف در اين القاب ، و ستاندنِ آن از خاندان پيامبر ، پيوسته کوششهای نافرجامى صورت گرفته و در حال انجام است . با وجود اين ، تحريفگران نمىتوانند در اين عرصه تاخت و تاز کنند ، چه آنان ـ صلوات الله عليهم ـ در صُلبهای پدران بلند مرتبه و رحمهای مادرانى پاک بودند . ناپاکى جاهليّت آنان را آلوده نساخت ، و لباس تيرگى و پليدى بر قامتشان راست نيامد.[٢٤]
[٢٤] . از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روايت است که فرمود : «اَنا دَعْوَةُ أبي إبراهيم» ؛ من [ اجابت ] دعاى پدرم ابراهيم» .
نگاه کنيد به ، مسند الشاميين ٢ : ٣٤١ ؛ تفسير طبرى ١ : ٧٧٣ ، حديث ١٧٠٧ ؛ الجامع الصغير ١ : ٤١٤ ، حديث ٧٠٣ ؛ شواهد التنزيل ١ : ٤١١ ، حديث ٤٣٥ -
و از آن حضرت ٠ نقل شده است که فرمود : «نُقِلْتُ مِن کرام الأصلاب إلى مُطَهَّرات الأرحام ، وخَرَجْتُ مِن نکاح ولم أخرج مِن سِفاح ؛ وما مَسَّني عرق سِفاح قطّ ، وما زِلْتُ اَنْقُل مِنَ الأصلابِ السَليمة من الوَصُوم والأرحام البريّة مِن العيوب» ؛ از صُلْب هاى کرام به رحم هاى پاک انتقال يافتم» ؛ و من مولود نکاح (ازدواج حلال) مىباشم نه زنا (و رابطه نامشروع) عرق زنا هرگز (پيشينيه وجود نامرئى) مرا مَس نکرد . من پيوسته از اَصلاب پاک (از عيبها و نقص ها) به رحم هاى پاک (از زشتى ها) نقل مکان مىکردم .
و احمد در (فضائل الصحابه ٢ : ٦٦٢) از پيامبر روايت مىکند که فرمود : «خُلِقْتُ أنا وعليّ بن أبي طالب من نور واحد قَبل اَنْ يَخْلُقَ اللهُ آدم فلمّا خَلَقَ اللهُ آدم اَسْکنَ ذلک النورَ في صلبه إلى أن افْتَرَقنا في صُلْب عبدالمُطَّلِب ؛ فجزءٌ في صُلب عبدالله ، وجزء في صُلب أبي طالب» ؛ من و على ـ پيش از آنکه خدا آدم را بيافريند ـ از يک نور آفريده شديم چون خدا آدم را خلق کرد اين نور را در صُلب او نهاد تا اينکه در صُلب عبدالمُطَّلب از هم جدا شديم ؛ جزئى از آن در صُلب عبدالله رفت ، و جزئى در صُلب ابو طالب .