صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤٢
اين سخن فاطمه علیها السلام است ، همو که رضاى خدا در خشنودى اوست و غضب خدا در خشم او مىباشد . اين جمله ، با روشنى تمام ، رهنمون است به اينکه فاطمه علیها السلام از روى حسّ عاطفى يا هواى شخصى ـ چنان که درباره ديگران سراغ داريم ـ سخن نمىگفت ؛ زيرا معقول نيست که خدا ، رضاىِ مطلق خود را متوقف بر رضاى شخصى کند که ـ العياذ بالله ـ پيرو هواهاى نفس و مصالح خويش است .
و چنين است نسبت غَضَب و خشم ، به او ؛ يعنى فاطمه زهرا مرتبه عصمت را دارا است و معنا ندارد که رضاى او خشنودى خدا و غَضَبِ او خشم خدا باشد مگر همين معنا ] که او معصوم مىباشد ] .
و از سويى اين مقام ، حکايت از برآمدنِ فاطمه از نوری خدايى دارد و اینکه غَضَب خدا و رسولش در خشم صدّيقه کبرا ، بازتاب مییابد .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : فاطمه پاره تن من است ، هرچه او را پريشان کند مرا آشفته مىسازد[٤٧٦] و هرچه او را به خشم آورد مرا خشمگين مىسازد[٤٧٧] .
نیز آن حضرت به فاطمه علیها السلام فرمود : خدا براى خشم تو به خشم مىآيد و براى خشنودىات خشنود مىگردد .[٤٧٨]
این سخنان بیانگر آن است که به خشم آوردن فاطمه و آزار او ، خشمناک ساختن رسول خدا و آزار رسانى به اوست .
خداى سبحان مىفرمايد :
P
[٤٧٦] . المجموع (نَووى) ٢٠ : ٢٣٤ -
[٤٧٧] . ينابيع المودّه ٢ : ٥٧ -
[٤٧٨] . مستدرک حاکم ٣ : ١٥٤ -