صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٤
پيش از آنکه بر زنان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم حکمِ حجاب به اجرا درآيد روزى بر او وارد شدم و عایشه نزديک رسول خدا بود . چون پيامبر مرا ديد جا برايم باز کرد و فرمود : «اى علىّ ، نزديک من آى» و پيوسته مرا نزديک خود ساخت تا اينکه ميان او و عایشه نشستم .
اين کار بر او دشوار آمد ، رو به من کرد و با خوىِ زشتِ زنانه و به تندى خطاب به من گفت : «اى على ، براى نشيمن گاهت جايى جز جاى رانِ من نيافتى ؟»
پيامبر بدش آمد و آزرده شد و به او فرمود : «آيا اين سخن را به علىّ مىگويى ؟! سوگند به خدا ، او نخستين کسى است که به من ايمان آورد و تصديقم کرد ، و اوّل خَلْقى است که در حوضْ بر من وارد مىشود ؛ و او سزاوارترين مردمان است از نظرِ درست پيمانى در امر دين نزد من ، احدى او را دشمن نمىدارد مگر اينکه خدا او را واژگون بر بينىاش در آتش مىافکند !» .
با اين غَيْظ و خشم او نسبت به من افزون شد .
و آن گاه که نسبت به عایشه تهمتى بر سر زبانها افتاد ، اين کار بر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم سخت آمد ، و درباره عایشه از من نظر خواست ، گفتم : اى رسول خدا ، از کنيزش ، بَرِيْرَه ، بپرس و حالش را از او جويا باش ، اگر چيزى بر او يافتى رهايش کن ، زن زياد است .
از اين رو ، رسول خدا به من امر کرد که مسئله بَرِيْرَه و بررسى حال عایشه را از او ، بر عهده گيرم ؛ من هم اين کار را انجام دادم ، وى کينه مرا به دل گرفت .