صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢٣
آن گاه عَلَم را به من داد ، صَبر کردم تا اينکه خداىِ متعال ، به دستِ من فَتح و پيروزى را پديد آورد . اين کار پدرِ عایشه را اندوهگين ساخت ؛ از اين رو ، عایشه بر من کينه ورزيد ؛ من در اين ماجرا گناهى نداشتم ، او به خاطر کينه پدرش ، کينه به دل گرفت .
رسولِ خدا ٠ ابوبکر را براى اعلامِ سوره برائت برانگيخت و به او دستور داد عهدِ مشرکان را دور افکنَد و در ميانشان ندا زند . او رهسپار شد تا اينکه انحراف يافت .
خداى متعال به پيامبرش وحى کرد که او را برگردانَد و آيات را از او بگيرد و به من تسليم کند . او آيات را ـ به خواست خداى بزرگ ـ به من سپرد و پدر عایشه برگشت .
از چيزهايى که خدا به پيامبر وحى کرد اين بود که : از جانب تو اَدا نمىکند مگر مَردى از خودت ، و من از رسولِ خدا بودم و او از من بود . ابوبکر براى اين نيز بر من کينه ورزيد و در اين رأى و نظر ، دخترش از او پيروى کرد .
عایشه از خَديجه ـ دختر خُوَيْلِد ـ بدش مىآمد (و آن گونه که هَووها با هم دشمناند با او دشمنى مىورزيد) و مکانت و منزلتِ او را نزد رسول خدا مىدانست ، و اين احترام پيامبر نسبت به خديجه بر او گران مىآمد عایشه نفرتش را از خديجه به دخترش فاطمه سرايت داد ، و از من و فاطمه و خديجه بيزار بود ؛ و در ميان هَووها اين رفتار معروف است !