صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢١٥
فرمود : اى على ، اُمّتم پس از من آزمون مىشوند .
گفتم : اى رسولِ خدا ، مگر نه اينکه روز اُحُد ـ آن گاه که گروهى از مسلمانان به شهادت رسيدند و اين فيض نصيب من نشد و بر من دشوار آمد ـ به من فرمودی اى صدّيق ، تو را بشارت باد ! شهادت در پى خواهد آمد ؛ و به من فرمودی چنين است صبرت چگونه خواهد بود آن گاه که محاسنت با خونِ سرت خضاب شود .[٤٢٧]
آرى ، البته که آن آزمايش بود ، چه بگوييم درباره کسى که جنگ را واگذاشت و به عقب گريخت و رسول خدا را تسليم کافران کرد ؟ آيا اين کار کفر است يا فِسق يا چيز ديگر است ؟
مسلّم است که رسول خدا ٠ از اين کار به شدّت رنجيد و آزرد ، و نسبت به کسانى که از صحنه جنگ گريختند به خشم آمد .
واقدى مىگويد : طلحة بن عُبَيدالله ، وابن عبّاس ، و جابر بن عبدالله ، مىگويند :
رسول خدا بر کشتگانِ اُحُد نماز گزارد و فرمود : من بر اينان گواهم ! ابوبکر گفت : اى رسول خدا ، مگر ما برادران آنها نیستیم؟! چنان که آنان اسلام آوردند اسلام آورديم ، و مانند آنها جهاد کرديم !
[٤٢٧] . نهج البلاغه ٢ : ٤٩ ، خطبه ١٥٦ (واژه «صدّيق» در اين مأخذ نيامده است «م») ؛ و نگاه کنيد به ، کنز العمال ١٦ : ١٩٤ ، حديث ٤٤٢١٧ ؛ المعجم الکبير ١١ : ٢٩٥ ؛ و اُسُد الغابه ٤ : ٣٤ -