صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢١٣
و اما ديگر فراريان در دامنه کوه جمع شدند ، عُمَر بن خطّاب از اين دسته بود ؛ چنان که در خبر ابن جَرير هست .[٤٢٣]
بدين ترتيب ، اين سه نفر از جمله فراريان در واقعه اُحُد بودند . در آن پايدار نماندند مگر على ١ و بعضى از صحابه .
و در حديث عِمران بن حُصَيْن آمده است که گفت :
چون روز اُحُد مردم از اطراف پيامبر پراکنده شدند ، على با شمشير آخته آمد و در حضور آن حضرت ايستاد . رسولِ خدا سرش را بلند کرد و به او فرمود : چرا با دیگران فرار نکردى ؟ على پاسخ داد : اى رسول خدا ، آيا پس از اسلام به کفر بازگردم ؟!
پيامبر به گروهى اشاره کرد که از کوه سرازير مىشدند ، على به آنها حمله کرد و شکستشان داد . سپس به گروهِ ديگر اشاره کرد ، او يورش آورد و آنان را درهم شکست . جبرئيل آمد و گفت : اى رسول خدا ، ملائکه از حُسنِ مُواساتِ جانی على با تو ، درشگفتند !
در اين هنگام رسول خدا فرمود : چه چيز مىتواند او را از اين کار باز دارد؟ او از من است و من از اويم ! جبرئيل گفت : و من هم از شمايم .[٤٢٤]
و از سخنان آن حضرت است در حديث مُناشده که فرمود :
آيا در ميان شما اَحدى جز من هست که جبرئيل به او گفت : ] به
[٤٢٣] . روح المعانى ٤ : ٩٩ -
[٤٢٤] . ارشاد مفيد ١ : ٨٥ ؛ کشف الغمّه ١ : ١٩٤ ؛ بحار الأنوار ٢٠ : ٨٥ -