صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٤
مىدانند که من ، دَمى معارض فرمانِ خدا و رسول او نبودم و به جان خود ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را يارى نمودم آنجا که دليران واپس خزيدند و گامها برگرديدند ؛ آن دليرى و مردانگى اى بود که خدا به من ارزانى فرمود».[٣٩٣]
و در سخنى با سرانِ يهود ، مىفرمايد :
من و عمويم حمزه ، و برادرم جعفر ، و پسر عمويم عُبَيده با خدا و رسولش بر امرى عهد بستيم و به آن وفادار مانديم ؛ ياران و هم عهدانم از من پيشى گرفتند ، و من به اراده خداى بزرگ بازپس ماندم ؛ از اين رو ، خدا درباره ما نازل کرد :
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً ؛[٣٩٤]
از مؤمنان مردانىاند که در عهدی که با خدا بستند راست گفتند ؛ بعضى شان آن عهد را گذاردند و بعضى منتظرند ، و هيچ نوع تبديلى ايجاد نکردند .
حَمزه و عُبَيده و جعفر آناناند که عهد خويش گذاردند و من منتظرم اى برادر يَهُودىّ ، و تبديلى پديد نياوردم .[٣٩٥]
[٣٩٣] . نهج البلاغه (ترجمه دکتر سيّد جعفر شهيدى) : ٢٣١ ، خطبه ١٩٧ [ نيز بنگريد به ] ينابيع المودّه ١ : ٢٦٥ ، حديث ١٩ ؛ بحار الأنوار ٣٨ : ٣١٩ ، حديث ٣٢ -
[٣٩٤] . سوره احزاب (٣٣) ، آيه ٢٣ -
[٣٩٥] . اختصاص مفيد : ١٧٤ ؛ خصال صدوق : ٣٧٦ ؛ بحار الأنوار ٣١ : ٣٤٩ ؛ تأويل الآيات ٢ : ٤٤٩ ، حديث ٨ -