صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٣
به جانم سوگند که اگر رفتار ما همانند شما بود ، نه ستون دين برجا بود و نه درختِ ايمان شاداب و خوش نما ؛ سوگند به خدا ، که از اين پس خون خواهيد خورد و پشيمانى خواهيد بُرد» .[٣٩٠]
و از آن حضرت روايت است که فرمود :
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مرا فرا خواند و فرمود : قريش ، چنين و چنان ، در قتل من انديشيدهاند ! تو بر بسترم بخواب تا من از مکه بيرون روم ؛ زیرا خداى متعال مرا به اين کار فرمان داد .
به او گفتم : با جان و دل پذيرايم . بر بستر او خوابيدم . رسول خدا در را گشود ـ در حالى که آنان همه نشسته بودند و سپيده دم را انتظار مىکشيدند ـ و بر آنان درآمد ، در حالى که مىخواند :
وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ ؛[٣٩١]
و پيش رو و پشت سر آنها را مانعى قرار داديم ، بر چشمانشان پرده افکنديم ؛ از اين رو آنان نمىديدند .
به اين ترتيب ، پيامبر از ميان آنها گذشت و آنان او را نديدند .[٣٩٢]
و على ١ فرمايد :
«از ياران ـ محمّد ٠ آنان که گنجور اَسرارند و کتاب و سنّت را امانتدار ،
[٣٩٠] . نهج البلاغه (ترجمه دکتر سيّد جعفر شهيدى) : ٤٦ ، خطبه ٥٦ ؛ [ نيز بنگريد به ] ارشاد مفيد ١ : ٢٦٨ ، کتاب سليم بن قيس : ٢٤٧ ، شرح نهج البلاغه ٤ : ٣٣ -
[٣٩١] . سوره يس (٣٦) ، آيه ٩ -
[٣٩٢] . الخرائج والجرائح ١ : ١٤٣ ، حديث ٢٣١ ؛ اختصاص مفيد : ١٤٦ -