صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٣
به مکه برو و عهد مشرکان را سوى خودشان بيفکن و ابوبکر را مُخَيَّر ساز بين اينکه در رکاب تو باشد يا اينکه سوى من بازگردد .
اميرالمؤمنين ١ ناقه پيامبر ـ عَضْبا ـ را سوار شد و حرکت کرد تا اينکه به ابوبکر رسيد . ابوبکر چون او را ديد از آمدنش به هراس افتاد و به پيشوازش آمد و گفت : اى ابوالحسن ، براى چه آمدى ؟ مىخواهى با من همراه شوى يا براى چيز ديگر است ؟
على ١ فرمود : رسول خدا امرم کرد خود را به تو برسانم و آيات برائت را از تو بگيرم و با آنها عهد مشرکان را سوى خودشان بيندازم و از من خواست تو را مُخَيَّر کنم ميانِ همراهى با من يا بازگشت سوى پيامبر .
ابوبکر گفت : سوى پيامبر برمىگردم .
چون ابوبکر نزد پيامبر آمد ، گفت : اى رسول خدا ، مرا براى امرى شايسته ديدى که گردنها سويم بلند شد آن گاه که قصد انجام آن را کردم مرا از آن بازداشتى ! چه پيش آمد ؟ آيا دربارهام قرآن نازل شد ؟
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : نه ، ليکن امين از طرف خدا ، با اين پيام سويم فرود آمد که : از جانب تو ادا نمىکند مگر خودت يا مردى از خودت ! «وعليٌّ مِنّي ولا يُؤدّي عنّي إلّا عليّ» ؛[٣٥٨] و على از من است و از سوى من ادا نمىکند مگر على ١ -
اين رهسپارى در روز اوّلِ ذى حَجّه سال هفتم هجرت صورت گرفت ، و امام آن را روز عَرَفَه و روز نَحْر به انجام رساند . اين همان است که خدا ، ابراهيم و فرزندانش را به آن فرا خواند ، آن گاه که فرمود :
P
[٣٥٨] . ارشاد مفيد ١ : ٦٧ ؛ کشف اليقين (علاّمه حلّى) : ١٧٥ -