صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦
کسانى که بر محبّتش گرد آمدند [ و ] در مَودّت او تجارتى را که کساد و رکود در آن نيست اميد داشتند ؛ و آنان که عشيرهها ترکشان کردند؛ زيرا به ريسمانِ او آويختند ، وخويشاوندها از آنها بُريدند ، چون در سايه قرابت او ساکن شدند .
خدايا ، آنچه را براى تو و در راه تو ترک کردند از ياد مَبَر ، و از رضوانت خشنودشان ساز
پروردگارا ، به تابعانِ نيکو کردارشان (آنان که مىگويند : خدايا ، ما و برادران با ايمان پيش از ما را بيامُرز) بهترين پاداشَت را برسان ؛ آنان که روش ايشان را در پيش گرفتند .
شيوه اهل بيت٤ با صحابه اين گونه است و اين ، طريقه درستى است که امور را به ميزانشان مىسنجد ، ولى مىبينيم که روشِ ديگر همه چيز را بر هم مىزند ؛ آزاد شده را چون مهاجر ، و محاصره کننده را چون محاصره شونده و مُحِقّ را چون مُبْطل قرار مىدهد ،[١٤] آن گاه با جسارت ، مىگويد :
[١٤] . بنگريد آنچه را که امام على ١ در نامه اش به معاويه نوشت : « ولکن ليس اُميّة کهاشم ، ولا حَرْب کعبد المُطَّلِب ، ولا أبو سفيان کأبي طالب ، ولا المُهاجر کالطليق ، ولا الصريح کاللَصيق ، ولا المُحِقّ کالمُبطل ، ولا المؤمن کالمُدغل » ؛ وليکن نه اُميّه مانند هاشم است ، و نه حَرْب مانند عبدالمُطَّلب ، و نه ابو سفيان مانند ابو طالب ، و نه مهاجر مانند طليق (آزاد شده) ، و نه تنى مانند نانتى ، و نه آن که بر حق است چون کسى که بر باطل است ، و نه مؤمن مانند ترفند باز (شرح نهج البلاغه ٣ : ١٧ ـ ١٨) .
خداى سبحان ـ در سوره جاثيه (٤٥) آيه ٢١ ـ مىفرمايد : أَم حَسِبَ الّذينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئات أَنْ نَجْعَلَهُم کالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَواءً مَحْيَاهُم وَمَمَاتهم سَاءَ مَا يَحْکمُون ؛ آيا آنان که به کارهاى ناشايست دست يازيدند مىپندارند آنان را مانند کسانى قرار مىدهيم که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ؟! [ آيا ] زندگى و مرگ اينان [ هر دو گروه ] مساوى است ؟! [ اين چه ] داورىِ زشتى مىکنند !