صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤٤
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بيرون مىآمد که ناگهان على ١ را ديد . او را تکان داد و گفت : چه کردى ؟ على ١ او را از ماجرا باخبر ساخت ، سپس بلند شد و با پيامبر نماز گزارد .
چون نماز پايان يافت ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : اى ابوالحسن ، آيا نزدت چيزى هست که بخوريم ؟ على ١ درنگ کرد و خاموش ماند ، و با شرم به پيامبر جوابى نداد ـ در حالى که او ماجراى دينار را مىدانست ـ سپس گفت : بلى ، اى رسول خدا ، نعمت فراوان است !
خدا به پيامبرش وَحى کرد که براى شام نزدِ على بن ابى طالب برود . هر دو به راه افتادند تا اينکه بر فاطمه وارد شدند . آن حضرت در محلِّ نمازش بود و در کنار او ظرف بزرگى قرار داشت که از آن دودى برمىخاست .
فاطمه علیها السلام ظرف را بيرون آورد و در پيش آن دو گذاشت . على ١ پرسيد : اين از کجا برايت ؟ فاطمه علیها السلام فرمود : اين از فضل خدا و رِزق اوست ، خدا هرکه را بخواهد بى حساب (و اندازه) روزى مىدهد .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دست مبارک را ميان دو شانه على نهاد ، سپس گفت : اى على ، اين به جاى دينارت آن گاه اشک هايش جارى شد و گريان فرمود : حمد و سپاس خداى را که نمُردم تا اينکه نزد دخترم ديدم آنچه را زکريا نزد مريم ديد .[٢٥٠]
[٢٥٠] . نگاه کنيد به ، مناقب ابن شهر آشوب ١ : ٣٥٠ ؛ امالى طوسى : ٦١٧ ؛ الخرائج والجرائح ٢ : ٥٢٢ ؛ ذخائر العقبى : ٤٦ ؛ فضائل سيّد النساء (عمر بن شاهين) : ٢٦ ؛ تفسير فرات کوفى : ٨٤ ؛ کشف الغمّه ٢ : ٩٨ ؛ تأويل الآيات ١ : ١٠٩ ؛ ينابيع المودّه ٢ : ١٣٦ -