صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٣
هست ـ براى ما اُفقهای زيادى را مىگشايد و در پرتو آن ، مىتوانيم معناى اِسرا و معراج را بشناسيم ، و سخن گفتن خدا را با موسى درک کنيم ، و پاسخ گفتن پيامبر را از قبر بر کسى که به او سلام مىدهد دريابيم ، و جواب دادن ائمّه ٤ را آن گاه که مخاطبشان مىسازيم بفهميم .
زيرا مرگ از ديدگاه الهى حياتِ دائم است نه فنا و نابودى ، وجود و هستى است نه عدم و نيستى ، چرا که خداى بزرگ ، مرگ و زندگى را با هم آفريد :
تَبَارَک الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْک وَهُوَ عَلَى کلِّ شَيء قَدِيرٌ * الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَکمْ أَيُّکمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛[٢١٢]
خجسته است آن که فرمانروايى به دست اوست ، و او بر هر چيزى تواناست ؛ او کسى است که مرگ و حيات را آفريد تا بيازمايد کدامتان عمل نيکتر داريد .
اگر مرگ حيات است ، با حياتِ دنيوى چه شباهتى دارد ؟
آیا معقول است شخصی بیآنکه حرف بزند یا بخورد یا بیاشامد و زنده باشد؟
اين امور ، شايان بحث و بررسى است. جاى تأسُّف است که گروه هايى از امّت ، عمق اين افکار را درک نمىکنند و با پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و امامان ٤ چون مردمانِ عادى ، به دور از مَلَکات ] و داشتههای ] معنوى الهى ، برخورد مىکنند !
از اين روست که ـ به عنوان مثال ـ ابوبکر ، حقيقت آيه تطهير را در نمىيابد ، با فاطمه علیها السلام آن گونه که با کمترين زن مسلمان برخورد مىکند ، بگو مگو دارد و اين کار وى ، برخلافِ نصِّ قرآن و شريعت پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مىباشد .
[٢١٢] . سوره ملک (٦٧) آيه ٢ -