علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٩ - نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصر
بخشی
را بر عهده گیرد و از نظارت بر بخشهای دیگر غافل شود. در غیر این صورت، اگر چه
ممکن است بخشی از مسؤولیّتش بدرخشد، اما نقصان و رکود در بخش دیگر، مدیریّت
او را به چالش میکشاند. بنا بر این، والیان، تنها باید بر امور واگذار شده به کارگزاران
خود نظارت داشته باشند تا در هنگام نیاز، خود رأساً وارد عمل شده، ناتوانی کارگزار را جبران نماید.
دستورالعمل امیرمؤمنان٧ به مالک مبنی بر انجام اموری که از عهده کارگزاران زیر مجموعهاش بر نمیآید، دلالت بر این امر دارد که فرمود:
ثم امور من امورک لابدّ من مباشرتها: منها اجابه عمّالک بما یعیا عنه کتابک و منها إصدار حاجات الناس عند ورودها علیک بما تحرج به صدورک اعوانک.[١]
بدان قسمتی از كارها است كه شخصاً باید آنها را انجام دهی (و نباید به دیگران واگذار كنی)؛ از جمله: پاسخ دادن به كارگزاران دولت است، در آنجا كه منشیان و دفترداران از پاسخ عاجزند. و دیگر، بر آوردن نیازهای مردم است در همان روز كه احتیاجات گزارش میشود، و پاسخ آنها برای همكارانت مشكل و دردسر میآفریند.
ظرافت در نکات بیان شده از اصول مدیریّت کلان است که در خور توجّه و تأمل است. این بخش از سیاست نامه علوی چندین نکته مدیریّتی دربردارد که عبارتاند از:
١. اعتماد به نیروهای زیرمجموعه و واگذاری امور به آنان در اکثر موارد؛ با این استثنا که «قسمتی از کارها هست که باید شخصاً انجام دهی».
یکی از اصول حاکم بر مدیریّت، پرهیز از جزئینگری است. مدیر موفّق فردی است که بر امور کلّی سازمان نظارت کرده و از هرگونه جزئی نگری بپرهیزد. در غیر این صورت، تمام انرژی خود را در جزئیات، هزینه میکند و سازمان از رسیدن به اهداف کلان باز میماند. از سوی دیگر، کارگزاران را از ابتکار عمل و خلاقیّت در امور باز میدارد.
٢. برشمردن کارهایی که باید فقط توسط والی انجام پذیرد.
در این قسمت، حضرت دو کار را برمیشمرد:
الف. اجابة عمّالک بما یعیا عنه کتابک.
پاسخ دادن به کارگزاران؛ قطعاً پاسخگویی به سؤالها و نیازهای کارگزاران در حدّ دفتردار و منشی مدیر نیست و نیز برطرف کردن مشکلات آنان، از وظایف مدیر است؛
[١]. من لا یحضره الفقیه، ج٢، ص٢٩٨، باب دعاء الضال عن الطریق، ح٢٥٠٦؛ بحار الأنوار، ج٧٣، ص٢٤٧ به نقل از المحاسن با این تفاوت که در نقل بحار الأنوار روایت به ابو جعفر امام باقر٧ نسبت داده شده است. البته در متن موجودِ المحاسن، این روایت به جای «اَو» با «واو» و با صیغه مثنی از امام صادق٧ گزارش شده که بیانگر وقوع تصحیف و اختلاف نسخ در برخی نقلهای حدیث است. متن المحاسن موجود چنین است: «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ٧ قَالَ: إِذَا ضَلَلْتَ فِی الطَّرِیقِ فَنَادِ یَا صَالِحُ وَ یَا ابَا صَالِح أَرْشِدَانَا إِلی الطَّرِیقِ رَحِمَکُمَا الله (المحاسن، ج٢، ص٣٦٢و ٣٦٣).