علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٠ - آموزۀ بداء و علم الهیرضا برنجکار
أحوالهم فی الرحم و عند الولادة و بركات ولادتهم _ صلوات الله علیهم _ و فیه بعض غرائب علومهم و شئونهم»،[١] «جامع فی صفات الإمام و شرائط الإمامة»[٢] و «أن الله تعالی یرفع للإمام عموداً ینظر به إلی أعمال العباد»[٣] ذکر گردیده است که مجلسی، به مقتضای روایات، برخی را متناسب با چگونگی ولادت امام٧ و گروهی را در موضوع صفات و شرایط امام و عده دیگری را در بحث آگاهییابی امام از اعمال انسانها و چگونگی این امر مطرح نموده است.
واژه شناسی
در روایاتِ عمود نور، ذهن با سه واژه: ١. عمود، ٢. منار، ٣. نور بیشتر ارتباط مییابد.
١. عَمُود: چوبی است كه خیمه و چادر بر آن تكیه دارد. جمع آن، «عُمُد» و «عَمَد» است و همچنین عَمُود، چیزی از آهن یا چوب است كه انسان در دست میگیرد؛ در حالی كه بر آن تكیه میدهد.[٤] ابن اثیر در النهایه پس از بیان معنای عمود، روح معنای عمود را متناسب با کاربرد آن، تقویت و نگاهداری همانند ستون میداند.[٥] در حقیقت، عمود تکیهگاهی است که آنچه را بر آن تکیه زده نگهداری میکند. به همین دلیل، به ستونهای خانهها و ساختمانهای بلند _ که بیشتر به شکل استوانه ساخته میشد و قوام سازهها به آنها بود _ «عمود » اطلاق میشد.
٢. منار: ابن منظور در لسان العرب منار را جایگاه نور و نشانه راه دانسته و مینویسد:
منار _ که جمع منارة است _ به معنای علامتی است که بین دو حد قرار داده میشود؛ منار حرم نشانههایی است که ابراهیم٧ در اطراف حرم قرار داد تا با آنها حدود و مرز «حَرَم » از «حِلّ» شناخته شود.[٦]
این نشانهها به شکل استوانهای و بلند ساخته میشد تا از دور نیز قابل رویت باشند.
٣. نور: در تعریف نور غالباً واژۀ روشنایی و ضیاء (به هر گونهای) به کار رفته است.[٧] راغب در المفردات نور را به دو گروه: نور دنیایی و نور آخرتی تقسیم نموده و نور دنیایی را به دو نوع: نور معقول و نور محسوس تقسیم کرده است و در تعریف نور معقول مینویسد:
[١]. بصائرالدرجات، ص٤٣١، ح٣.
[٢]. الکافی، ج١، ص ٣٨٨.
[٣]. سوره توبه، آیه ١٠٥.
[٤]. سوره انعام، آیه ١١٥.
[٥]. ر.ک: بصائرالدرجات، ص٤٣١-٤٤٣.
[٦]. الکافی، ج١، ص ٣٨٥-٣٨٩.
[٧]. بحارالأنوار، ج ٢٥، ص٣٦.