علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٩ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
امر به معروف و نهی از
منكر كنی و به اردوی حق پیوندی و از باطل دوری گزینی، زیرا ما و تو را از پاداش
جهاد بینیازی نباشد، و خدا ما را بس كه نیكو كارگزاریست، و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلی العظیم.[١]
مخنف بن سلیم در آن نبرد شرکت کرد و توفیق یافت که در رکاب حضرت به شهادت نایل شود.
٣. مالک اشتر نخعی، فرمانده دلاور جبهههای حقّ، به هنگام دریافت حکم زمامداریش برای مصر در سال ٣٨ هجری، به قلم امیرمؤمنان٧ این گونه وصف و به مردم معرّفی شد:
فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَیْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللهِ لَا یَنَامُ أَیَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا یَنْكُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَی الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیمَا طَابَقَ الْحَقَّ فَإِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللهِ لَا كَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِی الضَّرِیبَةِ فَإِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأَقِیمُوا فَإِنَّهُ لَا یُقْدِمُ وَ لَا یُحْجِمُ وَ لَا یُؤَخِّرُ وَ لَا یُقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِی وَ قَدْ آثَرْتُكُمْ بِهِ عَلَی نَفْسِی لِنَصِیحَتِهِ لَكُمْ وَ شِدَّةِ شَكِیمَتِهِ عَلَی عَدُوِّكُمْ؛[٢]
یكی از بندگان خداوند را به سوی شما فرستادم كه به هنگام خوف (مردم از جنگ) خواب به چشم راه نمیدهد، در ساعات ترس و وحشت، از دشمن هراس نخواهد داشت و نسبت به بدكاران از شعله آتش سوزندهتر است او «مالك بن حارث» از
قبیله (مذحج) است سخنش را بشنوید و فرمانش را در آنجا كه مطابق حق است، اطاعت كنید؛ چرا كه او شمشیری است از شمشیرهای خدا كه نه تیزیش
بكندی میگراید و نه ضربتش بیاثر میگردد. اگر او فرمان بسیج و حركت داد،
حركت كنید و اگر دستور توقف داد توقف نمایید كه او هیچ اقدام، هجوم، عقبنشینی و پیشروی جز به فرمان من نمیكند، من شما را بر خودم مقدم داشتم كه او
را به فرمانداریتان فرستادم، او نسبت بشما ناصح و خیرخواه است و نسبت به دشمنانتان سختگیر.
نامه سراسر اندوه حضرت، در شهادت مالک اشتر نخعی دلیل دیگری بر ارج نهادن امیرمؤمنان٧ نسبت به عملکرد این سردار دلاور خویش بوده است:
مَالِكٌ وَ مَا مَالِكٌ وَ اللهِ لَوْ كَانَ جَبَلًا لَكَانَ فِنْداً وَ لَوْ كَانَ حَجَراً لَكَانَ صَلْداً لَا یَرْتَقِیهِ الْحَافِرُ وَ لَا یُوفِی عَلَیْهِ الطَّائِرُ...[٣] لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَی عَدُوِّنَا شَدِیداً نَاقِماً_ فَرَحِمَهُ اللهُ فَلَقَدِ اسْتَكْمَلَ أَیَّامَهُ_ وَ لَاقَی حِمَامَهُ وَ نَحْنُ عَنْهُ رَاضُونَ_ أَوْلَاهُ اللهُ
[١]. همان، نامه٥٣.
[٢]. همان.
[٣]. همان.