علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢ - پژوهشی در اعتبار رسالۀ ذهبیّه
٥. همگام با این بزرگواران، هیچ یک از فقیهان یا محدّثان قبل از دورۀ علاّمه مجلسی، به این رساله استناد نکردهاند؛ یعنی فقهای پیشین یا این رساله را نمیشناختهاند و یا آن را به عنوان حدیث نمیپذیرفتهاند.
این نکته، بسیار عجیب مینماید که نگاشتهای از معصوم وجود داشته باشد و در طول حدود هفتصد سال، هیچ گزارشی از آن در مصادر حدیثی نقل نشود.
پس از انتشار این رساله در بحار الأنوار، برخی از فقیهان همچون فاضل هندی (م١١٣٧ق)،[١] شیخ یوسف بحرانی (م١١٨٦ق)، ملّا احمد نراقی (م١٢٤٥ق)،[٢] و محمّد حسن نجفی (م١٢٦٦ق)،[٣] به این رساله استناد کردهاند.
٢. قرینههای درونمتنی
الف) تشکیل جلسه در نیشابور: در بیشتر گزارشها از تشکیل این جلسه در نیشابور سخن گفته شده است؛ در حالی که امام رضا هیچگاه به همراه مأمون در نیشابور حضور نداشتهاند. آن گاه که امام رضا از مدینه به نیشابور وارد شدند، مأمون در مرو بود و آن هنگام که ایشان همراه با مأمون از مرو به خراسان بازگشتند، امام رضا قبل از رسیدن به نیشابور، در قریۀ سناباد به شهادت رسیدند.
ب) خوردن تریاق اکبر: یکی از بخشهای بحث برانگیز رسالۀ ذهبیّه، سفارش نویسنده به مأمون در بارۀ خوردن تریاق اکبر بعد از حجامت است.[٤]
تریاق اکبر (فاروق)، دارویی ترکیبی است که توسط اندروماخس، طبیب یونانی ابداع شده و از اثر درمانی خارق العادهای برخوردار است. اجزای اصلی این دارو، عبارت اند از: شراب، گوشت مارِ افعی و جندبیدستر که بیضۀ یک نوع سگ است. خوردن این دارو به سبب دارا بودن اجزای نجس و حرام، جایز نیست.[٥]
نکتۀ جالب، آن که محقّق کرکی _ که نسخۀ اصلی رسالۀ ذهبیّه به خط ایشان است _ نیز تریاق اکبر را حرام شمرده و آن را فاقد مالیت دانسته است.[٦]
علاّمه مجلسی در توجیه این قسمت از رسالۀ ذهبیّه نوشته است:
تریاق اکبر را باید بر تریاقی حمل کرد که دارای اجزای حرام نباشد.[٧]
برخی دیگر از شارحان رسالۀ ذهبیّه نیز نوشتهاند:
در حالت غیر اضطرار، باید تریاق اکبر بدون اجزای حرام مصرف شود.[٨]
[١]. بحار الأنوار، ج٥٩، ص٣٢١.
[٢]. ر.ک: کتابخانۀ ابن طاووس و احوال و آثار آن، ص٢٦٧.
[٣]. ر.ک: کشف اللثام، ج٧، ص١٩.
[٤]. ر.ک: ریاض المسائل، ج١١، ص٣٥.
[٥]. ر.ک: جواهر الکلام، ج٢٩، ص٥٨.
[٦]. بحار الأنوار، ج٥٩، ص٣٢٠.
[٧]. ر.ک: تذکرة الفقهاء، ج١٢، ص١٤٠و فیه: و لا یجوز شربه للتداوی الامع خوف التلف.
[٨]. جامع المقاصد، ج٤، ص٢١.