علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٤ - نقدی بر انتساب لقب و کنیهای ناسازوار به امام عصر
استعدادهای نهفته فلج شده و نظام به سستی و نابودی میگراید».[١]
به همین جهت تشویق و تنبیه کارگزاران یکی از سیاستها در مدیریت امیرمؤمنان
بوده که به منظور تحقق عدالت و جلوگیری از ظلم و ستم در جامعه اسلامی اتخاذ میشد. اگر چه آن حضرت با نظارت و مراقبت بر عملکرد کارگزاران خود، و با ارائه دستورالعملهای مدیریتی و اخلاقی، سعی در کاهش رفتارهای ناهنجار توسط کارکنان حکومتش داشته
اما در این راه هرگونه تخطی کارکنان را برنتابیده، با تبیه یا عزل آنان، نسبت به انحراف
از مسیر حقّ، مانع میگردید و از سوی دیگر نسبت به درستکاری کارکنان خدوم بیتفاوت نبوده و اعمال آنان را ارج مینهاد. در سیاست نامه خویش به مالک دستور میدهد
که در تشویق وتنبیه کارکنان، کوتاهی نکند تا مایه سرخوردگی نیکان و خو گرفتن غافلان به بدی نگردد.[٢]
نظام پاداش نزد امیرمؤمنان از سه منظر قابل طرح است:
الف. پاداش مالی
با توجه به اصل ممنوعیت پذیرش رشوه و هدیه[٣] از سوی کارکنان حکومت اسلامی و با توجه به اصل رفاه و تأمین معیشت کارکنان و اصل بینیازی آنان نسبت به مردم، حکومت اسلامی موظف است علاوه بر پاسداشت کارکرد کارکنان با پرداخت حقوق در خور آنان، نسبت به عملکرد صحیح و توأم با خلاقیت آنان بیتفاوت نبوده و اقدام نماید.
امیرمؤمنان کارگزاران خود را از دریافت هر گونه رشوه بر حذر داشته و با عملکرد
خود، تبیین خویش را تثبیت میکرد. اشعث بن قیس که از سردمداران منافقان، در
[١]. ر. ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج٢، ص١٠١.
[٢]. ر. ک: همان.
[٣]. مَنِ اسْتَعْمَلَ غُلَاماً فِی عِصَابَةٍ فِیهَا مَنْ هُوَ أَرْضَی لِلهِ مِنْهُ فَقَدْ خَانَ الله (مناقب آل أبی طالب٧، ج١، ص٢٥٨).