علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٣ - بررسی روایات فضایل و مثالب شهر قم
از كسانی است كه در مكه به ازدواج موقت، زن گرفته است؛[١] علاوه بر آن که در سند این حدیث «حجاج بن ارطاة» قرار دارد که مردی نیرنگ باز و مدلس است[٢] و در ترجمهاش آمده است: «او از یحیی بن كثیر و مكحول حدیث نقل میكرد، در صورتی كه خودش مستقیماً از آن دو چیزی نشنیده بود!».[٣]
وضع الحدیث
دروغپردازی و انتساب روایات ساختگی به پیامبر٦ و ائمه اطهار: پدیدهای است که همواره موجب نگرانی پژوهشگران حوزه حدیث بوده، آنان را به تلاش برای تنقیح جوامع روایی واداشته است. در این میان آشنایی با دیدگاه محدثان و حدیث پژوهان در باره وضع شناسی و چند و چون پالایش احادیث، از اهمیت بسیاری برخوردار است. علامه عسکری، یکی از پژوهشگرانی است که به مطالعات وضع شناسی اهتمام داشته است؛ نمونه روشن این مسأله، روایتی است كه مكتب خلفا از زبان پیامبر در باره لزوم اقتدا به خلفای راشدین نقل كردهاند.[٤] علامه در نقد این حدیث با استناد به قواعد متن شناختی نشانههای جعل آن را آشكار ساخته و مینویسد:
برای ما یقین حاصل است كه این حدیث ساختگی است؛ هر چند در كتابهای صحیح مكتب خلفا آمده است؛ زیرا اولاً، ما در سنت خلفای راشدین مواردی را سراغ داریم كه آشكارا با سنت پیغمبر٦ مخالفت دارد و رسول خدا٦ هرگز به سنتی كه با سنتش مخالف باشد، فرمان نمی دهد. ثانیاً، از آنجا كه توصیف خلفای چهارگانه به راشدین پس از روی كار آمدن خلفای بنی امیه و بنی عباس بوده است، در مییابیم هر حدیثی كه چهار خلیفه نخستین را به راشدین توصیف كرده باشد، پس از سپری شدن دوران خلافت همان چهار خلیفه ساخته شده است. ثالثاً، لازمه دستور پیامبر٦ به پیروی از سنت خلفای راشدین، پیروی از قوانین ضد و نقیض است؛ چرا که علی٧ نیز در میان آن چهار نفر بود و دیدیم كه او با سنت دو خلیفه یعنی عمر و عثمان در موضوع عمره تمتع آشكارا مخالفت كرد و دیگران را نیز به مخالفت با
آنان واداشت.[٥]
روش شناسی مکتب خلفا در جعل و تحریف
یکی از ابتکارات علامه عسکری در زمینه شناخت احادیث ساختگی و تحریف شده، معرفی روشهایی است که مکتب خلفا در تحریف و تغییر سنت پیامبر٦ از آنها
[١]. ر.ک: معالم المدرستین، ج٢، ص٦٠؛ تدوین السنه الشریفه، ص٢٨٨؛ «تدوین حدیث (٢)»، ص٣٥.
[٢]. ر.ک: معالم المدرستین، ج٢، ص٦٠.
[٣]. همان، ص٦٤.
[٤]. ر.ک: دراسات فی الحدیث و المحدثین، ص٢٢؛ تدوین السنه الشریفه، ص٤١٥؛ «تدوین حدیث (٧)»، ص٩.
[٥]. ر.ک: منع تدوین الحدیث، ص٦٨.