علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦١ - چیستی عمود نوررسول رضوی
آن _ که شایسته انتساب به معصوم باشد _ ذکر نشده است. خلیل بن احمد فراهیدی در این باره مینویسد:
العِلَّة: المرض. و صاحبها مُعْتَل.ّ و العِلَّة: حدث یشغل صاحبه عن وجهه. و العَلِیل: المریض.[١]
مشکل انتساب این لقب به امام٧
در باره انتساب لقب «علیل» به امام عصر٤ چند نکته قابل تأمل است:
١. هیچ یک از کسانی که به جمع آوری کنیهها و القاب امام زمان٧ پرداختهاند، از چنین لقبی سخن به میان نیاوردهاند؛ مانند محدث نوری(م١٣٢٠ق) که در کتاب النجم الثاقب خود با تفحصی گسترده جمعاً ١٨٢ اسم، کنیه و لقب را به ترتیب الفبا برای آن حضرت گردآورده است.[٢]و نیز مرحوم حایری(م١٣٢٣ق) در کتاب الزام الناصب ١٨٦ مورد را گزارش کرده است.[٣]
٢. اثری از چنین لقبی در بسیاری از کتب رجالی شیعه نیز _ که بخشی را به بیان کنیهها و القاب ائمه: در روایات اختصاص دادهاند _ یافت نمیشود.[٤]
٣. این لقب با ویژگیهای منقول از امام عصر٧ تناسبی نداشته و در اسناد تاریخی نیز از بیماری و معلول بودن ایشان گزارشی نقل نشده است؛ در عوض در روایات اهل بیت: یکی از ویژگیها و صفات امام معصوم نداشتن عیب (معلول نبودن) معرفی شده است.
امام رضا٧ در روایتی که کلینی در کتاب الحجه الکافی از ایشان نقل کرده است، مبرا بودن از عیب و نقص را از صفات امام٧ بر شمردهاند:
الْإِمَامُ أَمِینُ اللهِ فِی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلی عِبَادِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی بِلَادِهِ وَ الدَّاعِی إِلی اللهِ وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللهِ الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُیُوب...[٥]
تعبیر مبرا بودن از عیوب، شامل عیوب جسمی و رفتاری (خَلقی و خُلقی) است.
[١]. ر.ک: «قرآن مسأله شهادت شاهدان و هدایت برگزیدگان».
[٢] استادیار دانشگاه قرآن و حدیث.
[٣]. محدث نوری در باره علت اطلاق لقب «غریم» بر امام عصر٤ مینویسد: «و الغریم بمعنی (الدائن)، و بمعنی (المدین)، و هنا بمعنی الاول. و هذا اللقب مثل (الغلام) کان للتقیة، فعندما کانت الشیعة ترید أن تبعث مالاً إلیه٧ أو إلی وکلائه أو یوصون الیه، أو یطالب هو به٧، و ما شابه ذلک، فقد کانوا ینادونه بهذا اللقب (النجم الثاقب فی أحوال الإمام الحجّة الغائب٤» (مستدرک الوسائل، ج١، ص٢٠٣ و ٢٠٤). کلباسی نیز در این باره مینویسد: «الغریم یجیء بمعنی من له الدَین و من علیه الدَین؛ فعلی الثانی فتسمیته به لخفائه و غیبه و علی الاول لحقوقه التی علی رقاب رعیته» (الرسائل الرجالیة، ج٢، ص١٨٨).
[٤]. درایة الحدیث، ص١٦٧.
[٥]. درسنامه درایة الحدیث، ص٢١١.