علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢١ - بررسی واژه «قهرمانه» در کلام امام علی
تو علی بن ابی طالب٧ باشند. پس گفتم: این پیر که در این جا به زانو در آمده، چه کسی است؟ گفت: این ابلیس _ لعنه الله علیه _ است. گفتم: از ایشان چه میخواهد؟ گفت: میخواهد این طایفه را از وصی تو برگرداند. پس گفتم (به شیطان): ای ملعون، برخیز و به طایفه مرجئه (مزجیه)[١] ملحده مشارکت کن... [٢]
بررسی سند روایت
١) سند این روایت مرسل است.
٢) در کتاب تاریخ قم حسن بن محمد بن حسن (م٣٧٨ق)، از سعد بن عبدالله ابی خلف (م٣٠١ق) بلا واسطه روایت میکند؛ در حالی که عادتاً نمیتوانسته وی را ملاقات کرده باشد.
بررسی متن روایت
١) برانگیخته شدن مردم از گورها در روز قیامت در بیت المقدس با روایاتی که محل حشر را وادی السلام معرفی میکنند، در تناقض است.[٣]
٢) این که مردم قم، بر خلاف سایر مردم، بدون محاسبه در صحرای محشر منحصراً در گور خود محاسبه میشوند و از آنجا مستقیماً و میانبر وارد بهشت میگردند، با آیات ذیل تناقض دارد:
«وَ إِن مِّنكمُْ إِلَّا وَارِدُهَا كاَنَ عَلی رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا».[٤]
«یَوْمَ یُنفَخُ فی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا».[٥]
روشن است که تخصیص قرآن با خبر واحد غیر معتبر امکان ندارد و شک در عمویت خبر قطعی به واسطه خبر ضعیف چیزی را ثابت نمیکند. [٦]
٣) در روایت اشاره به این موضوع دارد که پیامبر خدا در شب معراج از
[١]. همان، ج١، ص٢٨٥. در این روایت نیز امام برخی از شیعیان خود در قم را تکریم نموده است و به آنها خبر میدهد که در آینده قبر او را زیارت خواهند کرد و برای زیارت خود فضیلت بزرگی را بیان مینماید.
[٢]. شرح اللمعة، ج١، ص٤٤. امام در این روایت برای مردم قم دعا میکنند و تصریح مینمایند که در این شهر بزرگانی در فقه و عبادت و... وجود دارد؛ اگر چه سند این روایت مرسل است.
[٣]. بحار الانوار، ج٥٧، ص٢١١-٢١٦. در این روایت امام خراسانیها را پرچمها، قمیها را یاران، کوفیها را پشتوانهها و... معرفی مینماید.
[٤]. در بررسی سندی برای حکم کردن به مجهول بودن راویان، به معنای عدم ذکر راوی در کتب رجال، به کتابهای معجم رجال الحدیث، رجال النجاشی، رجال الطوسی، فهرست الطوسی، رجال الکشی، رجال ابن الغضائری، خلاصة الاقوال، رجال البرقی مندرج در نرم افزار درایة النور و نیز کتاب تنقیح المقال ماممقانی و مستدرک رجال الحدیث شیخ علی نمازی شاهرودی (با توجه به نام، کنیه، القاب و نسب) مراجعه کردهایم. و زمانی که حکم به غرابت سندی و متنی میدهیم، متن و سند را در نرم افزار «مکتبة اهل البیت» و «جامع الاحادیث نور» جست و جو کردهایم و بجز آن سند و متن در کتب روایی دیگر بیان نشده است. این جست و جو با چندین واژه کلیدی از یک روایت صورت گرفته و اگر حکم به غرابت متنی دادهایم، یعنی این روایت با هیج زیاده یا کمی در سایر مجامع حدیثی نیامده است.
[٥]. بحار الانوار، ج٥٧، ص٢١١-٢١٦. سه روایت وجه تسمیه قم را بیان میکنند: اول، قم از آن جهت قم نامیده شد که کشتی نوح بر آن ایستاد؛ دوم، قم از آن جهت قم نامیده شد که پیامبر خدا٦ در شب معراج به شیطان امر کرد از کنار آن برخیزد؛ سوم، قم از آن جهت قم نامیده شد که محل قیام یاران امام زمان٤ است. در این روایت به وجه تسمیه اول اشاره میشود.
[٦]. معجم رجال الحدیث، ج٢١، ص٥١-٥٧؛ مستدرک رجال الحدیث، ج٨، ص٤٥٦؛ تنقیح المقال، ج١، ص٦٧. مجهول کسی که نامی از وی در کتب رجال نیامده باشد (اصول الحدیث، ص، ١٠٥؛ منهج النقد، ص٨٩). اگر چه در کتب درایه فردی را که نام وی آمده باشد، اما مدح یا ذمی در باره وی نرسیده باشد، داخل در این قسم نیز میدانند، اما در اینجا مقصود ما از مجهول، آن است که ذکری از نام وی در کتب رجال نیست.