١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥١ - چیستی عمود نوررسول رضوی

شاید بهتر باشد که ضمیر به خود عمود نور باز گردانده شود؛ زیرا بر اساس تجسم اعمال، کار‌های انسان نیروهایی هستند که از انسان جدا شده و در فرایندی خاص تبدیل به ماده شده‌اند و خود این اعمال آتش جهنم و نعمت بهشت را تشکیل می‌دهند. به تعبیر دیگر، انسا ن از مواد جهان اخذ می‌کند و این مواد را _ که جزء بدن او شده‌اند _ در شکل نیروهای گوناگون کار از خود مصرف کرده و بیرون می‌ریزد و سپس همین اعمال باقی و محفوظ می‌مانند و در جهان آینده برای او لذت یا شکنجه می‌گردند و در حقیقت، تبدل نیرو به ماده در همین دنیا و به محض صدور عمل از انسان صورت می‌گیرد.[١]در حقیقت، پاداش و سزای آدمی خود کردار اوست که در روز رستاخیز در شکل نور یا حرارت در صورت مواد فردوسی یا جهنمی بدون هیچ کاهش به خود عامل پرداخت می‌شود.[٢] بنا بر این، احتجاج مورد اشاره به خود اعمال خواهد بود و بر این اساس، ارجاع ضمیر به امام با احتجاج به خود اعمال سازگار نخواهد بود و شایسته آن است که ضمیر به عمل ارجاع داده شود، زیرا احتجاج به خود عمل منطقی‌تر از از احتجاج به امام است.

در هر حال، هر چند این روایات، تبیینی از عمود نور ارائه نمی‌دهند، امّا بدون شك قرینه‌ای هستند بر این كه عمود نور حاصل کار و عمل انسان‌ها، یعنی تبدیل ماده به نیرو است که به صورت نور و ظلمت خودنمایی می‌کند[٣] و امام بر این حاصل عمل آگاهی دارد.

٢. روایت‌هایی كه عمود نور را در کنار روح قدسی و مخصوص امام٧ معرفی کرده‌اند.

شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا٧ از حسن بن جهم روایت می‌كند: در مجلسی كه مأمون در حضور امام رضا٧ ترتیب داده بود و در آن فقها و فرقه‌های گوناگون اهل كلام حضور داشتند، از آن حضرت پرسیده شد كه شما چگونه از نیت و قلب افراد خبر می‌دهید؟ حضرت با اشاره به روایتِ «اتقوا فراسة المؤمن فانه ینظر بنورالله» از پیامبر اكرم٦، مؤمنین را با توجه به میزان ایمان و بینش و بیداری‌شان و همچنین علمشان، برخوردار از نور الهی _ كه حقایق را برای آنها مكشوف می‌نماید _ شمرده، سپس هر یك از ائمه اطهار: برخوردار از تمام آنچه میان مؤمنین تقسیم شده، معرفی کرده و ایشان را مصداق كامل آیۀ «ان فی ذلك لآیات للمتوسمین» شمردند. راوی حدیث می‌گوید: مأمون نگاهی به حضرت نمود و از ایشان خواست از ویژگی‌های اختصاصی ائمه: كه خداوند برای آنها قرار داده، بیشتر بفرماید. حضرت امام رضا٧ در تكمیل آنچه فرموده بود، افزودند:


[١]. الکافی، ج١، ص٣٨٧، ح٢؛ ص٣٨٨، ح٦؛ بصائرالدرجات، ص٤٣٤، ح١١.

[٢]. بصائرالدرجات، ص٤٣٥، ح١؛ ص٤٣٦، ح ٤ و ٦؛ ص٤٣٧، ح٧.

[٣]. الکافی، ج١، ص٣٨٨، ح ٦؛ بصائرالدرجات، ص٤٣٥، ح١.