علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٧ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
ابْتَغِ عَاقِبَتَهُ بِمَا یَثْقُلُ عَلَیْكَ مِنْهُ فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذَلِكَ مَحْمُودَةٌ؛ [١]
سنگینی این راه را به خاطر سرانجام ستوده آن تحمل كن.
مصون بودن کارکنان در اجرای قانون نسبت به این گروه، ریشه هرگونه تبعیض را خشکانده، کارگزاران را به خدمتگذاری صادقانه تشویق میکند و موجبات اعتماد مردم را فراهم آورده و پایههای حکومت را مستحکم میکند. امیرمؤمنان٧ در بخش دیگری از سیاست نامه خویش به مالک، بر این امر متذکر شده، میفرماید:
أَعْطِهِ مِنَ الْمَنْزِلَةِ لَدَیْكَ مَا لَا یَطْمَعُ فِیهِ غَیْرُهُ مِنْ خَاصَّتِكَ لِیَأْمَنَ بِذَلِكَ اغْتِیَالَ الرِّجَالِ لَهُ عِنْدَكَ؛ [٢]
از نظر منزلت و مقام آن قدر مقامش را نزد خودت بالا ببر كه هیچ كدام از یاران نزدیكت، به نفوذ در او طمع نكند. و از توطئه این گونه افراد در نزد تو در امان باشد (و بداند كه موقعیتش از او بالاتر نیست كه بخواهد از او شكایتی بكند).
ج. پاداش اخروی
بخشش و عطای دائمی خداوند، کارگزاران امانتداری را شامل میگردد که مسؤولیت خویش را به نحو احسن انجام داده و در راه انجام وظیفه، فریفته هوسهای دنیوی نشدهاند. رضایت الهی علاوه بر نتایج اخروی، سعادت دنیوی آنان را نیز در بردارد. فرمان امیرمؤمنان بر اجرای حقّ بر خویشاوندان و بیگانگان و صبر در برابر هر سختی در اجرای حق، منجر به پاداش الهی میشود که در دنیا عاقبت به خیری و در آخرت سعادتمندی را در پی دارد:
حق را در باره آنها كه خواهان حقند چه خویشاوند، و چه بیگانه رعایت كن، و در این باره صابر باش و به حساب خدا بگذار (و پاداش این كار را از او بخواه) هر چند این كار، موجب فشار بر یاران نزدیكت شود. سنگینی این راه را به خاطر سرانجام ستوده آن تحمل كن.[٣]
نمونههایی از ارج گذاری امیرمؤمنان٧ به کارگزاران
در مدیریت امیرمؤمنان نظام تشویق بر تنبیه مقدم بوده است. آن حضرت در مناسبتهایی، به پاس عملکرد صحیح بعضی کارگزاران شایسته نامههایی آکنده از سپاس و تشویق مینگاشت و دیگران را به الگوگیری از رفتار آنان، تشویق مینمود. پارهای از آنها به گزارش راویان به قرار ذیل است:
١ . عمر بن ابی سلمه مخزومی، والی بحرین، به حکایت نامه پرشور حضرت، کارنامه درخشانی از خود به جای گذاشته است. از مفاد نامه برمیآید فردی دلیر،
[١]. آیین کشورداری از دیدگاه امام علی٧، ص١٢٧.
[٢]. ر. ک: شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج٣، ص٤٤.
[٣]. از دید فقها رشوه با هدیه متفاوت است، از دید آنان رشوه برای صدور حکم به نفع رشوه دهنده پرداخت می شود که با استناد به روایات و فتوای فقها رشوه حرام است (جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج٢٢، ص١٤٥؛ مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، ج٣، ص١٣٦)، ولی هدیه را میبخشند تا دوستی طرف مقابل را به دست آورند که این دوستی موجب صدور حکم بر وفق مرادش میشود (المکاسب المحرمه، ج١، ص١٢٢) شهید ثانی در بیان تفاوت رشوه و هدیه مینویسد: «اگر بخشیدن مال به قاضی یا کارگزار دیگری برای کسب دوستی و یا نیازی مانند علم و مثل آن باشد، هدیه است و اگر برای صدور حکم به نفع شخص و یا کاری به نفع وی باشد، رشوه است» (مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، ج١٣، ص٤٢١). در بسیاری از موارد، هدیه نیز در حکم رشوه می باشد، پیامبر اکرم٦ رشوه را یکی از اقسام سه گانه هدیه نام برده است (قَالَ رَسُولُ اللهِ٦: الْهَدِیَّةُ عَلَی ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ: هَدِیَّةُ مُکَافَأَةٍ، وَ هَدِیَّةُ مُصَانَعَةٍ، وَ هَدِیَّةٌ لِلهِ عَزَّ وَ جلَّ (الکافی، ج٥، ص١٤١).